شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات باشگاه لازم است ثبت نام کنید    
محل تبلغ شما
باشگاه دانشجویان پیام نور

 

حديث و تقويم روز
     

تبليغات در باشگاه كليك كنيد

آخرين ارسالها در باشگاه


بازگشت   باشگاه دانشجویان پیام نور > تالار رشته های تحصیلی پیام نور > روان شناسی > روانشناسی عمومی

تابلو اعلانات باشگاه

پاسخ
Share/Bookmark
 
LinkBack ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 06-02-2009, 11:10 PM   #16 (permalink)

Borna66

معاونت باشگاه

Borna66 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
شماره عضويت: 336
محل سکونت: سهراب-خيام
رشته تحصیلی: طه - Borna66 مهندسي كامپيوتر + نرم افزار
نوشته ها: 40,667
تشکر كرده: 3,936
11,161 بار در 6,907 پست از ایشان تشکر شده است
نوشته های وبلاگ: 27
پیش فرض

بخش هشتم (قسمت دوم)
ده روز، روزه فكر
روزه فكری و تسلط بر نظام ارزیابی



اهمیت درك رفتار انسانی رامی توان به كمك یك تمثیل، نشان داد. فرض كنید مردی در كنار رودخانه ای ایستاده است. ناگهان صدای فریادی را می شنود و متوجه می شود كه كسی در حال غرق شدن است. فوراٌ به آب می پرد و او را نجات می دهد. اما هنوز نفس تازه نكرده فریادهای دیگری را می شنود و باز به آب می پرد و دو نفر دیگر را نجات می دهد، اما پیش از آنكه حالش جا بیاید، صدای چهار نفر دیگر را كه كمك می خواهند، می شنود.
او تمام روز را صرف نجات افرادی می كند كه در چنگال امواج خروشان گرفتار شده اند.
كاش این مرد خیر خواه ، چند قدمی به طرف بالای رودخانه می رفت تا متوجه شود كه دیوانه ای مردم را یكی یكی به رودخانه می اندازد!
خود شما اگر بجای رفع معلول، به مبارزه با علت می پرداختید چقدر در مصرف انرژی صرفه جویی می كردید؟
اگر( نظام اساسی)ارزیابی رادرك كنید، خود رامجهز كرده اید تاثیر رفتار خودودیگران تاثیر مثبتی بگذارید. نحوه ارزیابی مشكلات و فرصتهای زندگی، علمی آشكار است.بادانستن عوامل نظام تصمیم گیری و قضاوت، نه فقط علت رفتارهای خود را درك می كنید، بلكه می توانید پیش بینی كنید كه چه چیزهایی در شما حالت دافعه و چه چیز هایی حالت جاذبه ایجاد می كنند. چنانكه خواهیم دید تصمیم و ارزیابی بر پایه پنج جزء اساسی است، خواه این تصمیم مربوط به شام خوردن باشد و خواه مربوط به ازدواج.
هر یك از ما دارای تركیب خاصی از این پنج جزء هستیم و همین امر باعث می شود كه زندگی ما، منحصر به فرد باشد.
هنگامی كه روابطتان با كسی تیره می شود. آیا بهتر نیست علت رفتار طرف مقابل را درك كنید تا بتوانید رشته قطع شده را بلافاصله گره بزنید؟ خصوصاٌ در ازدواج باید هر روز مراقب فشارهای روانی كوچكی كه پیش می آید باشید تا بتوانید رشته ای كه شما را در ابتدا بهم پیوند داده است محكمتر كنید. اگر همسر شما در اثر فشار كار، سخنان دلسرد كننده ای می گوید معنی اش آن نیست كه به آخر خط رسیده اید. معنی اش آن است كه همسر مورد علاقه شما به محبت و حمایت بیشتری نیاز دارد. اگر قیمت سهام كارخانه ای یك روز اتفاقاٌ در بازار بورس تنزل كرد نمی توان آن را ملاك قضاوت درباره عملكرد آن شركت قرار داد. بهمین ترتیب نمی توان درباره شخصیت یك فرد براساس یك رفتار اتفاقی به داوری نشست. رفتار، همیشه معرف شخصیت فرد نیست. برای شناخت افراد باید انگیزه های آنان را شناخت.
اگر از مطالعه طرز فكر و نحوه عمل بزرگان و رهبران، یك نكته را یاد گرفته باشم آن نكته این است كه زندگانی برتر، نتیجه قضاوت برتر است.مثلاٌ كسانی كه از نظر مالی موفق می شوند، راههای بهتری برای ارزیابی فرصتها، احتمال خطر، و منفعت سراغ دارند. هر چند هر كسی می تواند در زمینه های گوناگون، اطلاعات فراوانی را بدست آورد، اما نظام تصمیم گیری و قضاوت غولهای نشان دهنده،برتری آنان را سبب می شود. كسانی كه در زندگی زناشوئی خود روابط پایداری را ایجاد می كنند نیز از قدرت ارزیابی فوق العاده ای برخوردارندو می توانند در هنگامیكه اوضاع متشنج می شود، واكنشهای مناسبی نشان دهند. افراد خوشبخت نیز راههای مؤثرتری را برای ارزیابی ( مشكلات) می دانند. خبر خوشی كه برایتان دارم این است كه لازم نیست سالها رنج بكشید بلكه می توانید شیوه های افراد موفق را در هر زمینه الگو برداری كنید.
باید شیوه های قضاوت خود را بشناسید و بر آنها مسلط باشید و گرنه این شیوه ها شما را به مسیری می رانند كه سرانجام نسبت به تواناییهای خود مشكوك می شوید.فرض كنید مشغول تنیس بازی هستید و ضربه ضعیفی می زنید.بیشتر مردم در چنین مواردی موضوع را به شكل بدی تعمیم می دهندو ابتدا می گویندعجب ضربه افتضاحی!)و بعد (امروز اصلاٌ نتوانستم خوب بازی كنم.) هرگز سعی نكنید با چنین افكار و قضاوتی خود راشكست دهید!
هم اكنون دست كم دو واقعه كه آنها را بصورت منفی بزرگ جلوه داده اید بخاط آورید. آیا این واقعه در زمینه روابطتان بوده است؟در زمینه عملكرد شغلی ؟یا توانایی جسمی؟ اكنون تصمیم بگیرید كه این الگو را دور اندازید،دفعه بعد كه این حالت شروع شد بلافاصله آن را از ذهن خودپاك كنید. با آن طرز فكر وداع كنید و فكر خود رامتوجه هدف سازید. به تغییری كه بلافاصله در حاصل عملكردتان پیدا می شود، دقت كنید.
آنچه در میان همه افراد موفق مشترك است، قضاوت و ارزیابی عالی آنهاست . واین گرتسكی قهرمان بزرگ هاكی نیز از این قاعده مستثنی نیست. آیا او بزرگترین، نیرومندترین و سریعتری بازیكن تیم است؟ خود او چنین ادعایی ندارد.
وقتی از او علت موفقیتش را پرسیدم ، گفت موقعی كه سایر بازیكنان به دنبال توپ حركت می كنند، من به طرف محلی می روم كه توپ به آنجا خواهد رسید . قدرت پیش بینی و سنجش سرعت و مسیر توپ و نحوه عملكرد و انگیزه سایر بازیكنان باعث شده است كه او خود را در موقعیتی بالاتر از دیگران قرار دهد.
اگر هم اكنون قدرت پیش بینی بیشتری داشتید چه تفاوتهای بزرگی در شرایط زندگیتان پدید می آمد؟
شاید برایتان اتفاق افتاده باشد كه زمانی از شنیدن مطلبی به گریه افتاده باشید، در حالیكه همان سخن در شرایط دیگری شما را به خنده انداخته است. علت، به احتمال زیاد مربوط به تغییر شرایط روحی شماست. شرایط فكری و عاطفی اولین عنصر (نظام اساسی ارزیابی) است.
در حالت اعتماد به نفس و خوشبینی تصمیمهایی می گیرید و در هنگامی كه وحشتزده و آسیب پذیر هستید تصمیماتی دیگر. در شرایطی احتیاط شرط عقل است و در شرایطی دیگر مانع پیشرفت. هنگام تصمیم گیری وتعبیر وقایع و اقدام به عمل باید روحیه ای نیرومند داشته باشید نه اینكه برای بقای خود بطور غریزی واكنش نشان دهید.
دومین سنگ بنای نظام اساسی، پرسش است. پیش از انجام هر كاری باید قضاوت كنید و بپرسید(معنی این كار چیست، و چه باید بكنم تا رنجها را دفع و خوشیها را فراهم سازم؟)
پرسشهای خاصی كه از خود می كنید اثری نیرومند بر اعمال شما دارند. هنگامی كه با كسی وعده ملاقات دارید آیا طبق عادت می گویی( اگر این شخص پیشنهاد مرا رد كند یا مرا برنجاند چه؟) اگر چنین باشد خود رادر معرض قضاوتهایی قرار می دهید كه ممكن است باعث از دادن فرصت شود. اما اگر از خود بپرسید( بهتر نیست اول درباره شخصیت این شخص تحقیق كنم؟ دوستی با این شخص چقدر برایم جالب و مفید است ؟) این پرسشها باعث می شود كه از موقعیت، بهتر استفاده كنید.
همه ما دوستدار رنج كمتر و لذت بیشتر هستیم. اما هر یك از ما راه متفاوتی برای رسیدن به این هدفها آموخته ایم. در نتیجه هر یك از ما یاد گرفته ایم كه به بعضی از عواطف خود بهای بیشتری بدهیم. مثلاٌ بعضی ها نهایت خوشی را در آرامش و امنیت می دانند و بعضی دیگر طرفدار ماجراجویی هستند. سومین عنصر نظام اساسی سلسله مراتب ارزشهاست و آن عبارت از فهرستی است كه در آن مهمترین ( لذتبخش ترین) حالات روحی و همچنین رنج آورترین آنها به ترتیب اولویت نوشته شده باشد. هر تصمیمی كه می گیریم و هر قضاوتی كه می كنیم بطور نا خودآگاه بر خاسته از میل به ارزشهای لذتبخش و اجتناب از ارزشهای رنج آوراست. مثلاٌ اگر به عشق بهای زیادی بدهید ودر عین حال هیچ نوع تضاد عقیده برایتان قابل تحمل نباشد آیا فكر نمی كنید كه این طرز فكر بر صداقت شما در روابط شخصی اثر بگذارد؟
چهارمین عنصر نظام اساسی، اعتقادات شماست. اعتقادات كلی، تعیین كننده انتظاراتی است كه از خود، از دیگران، و بطور كلی از زندگی دارید. این اعتقادات غالباٌ بر نحوه ارزیابی شما اثر می گذارند. دسته خاصی ازاعتقادات بصورت قوانین فردی تظاهر می كنند و به شما می گویند كه در چه صورت و تحت چه شرایطی ارزشهای مورد نظرتان تامین می شوند . به عنوان مثال اعتقاد بعضی از اشخاص این است كه ( اگر مرا دوست داشتی هرگز صدایت را برای من بلند نمی كردی.) این اشخاص باری خود قانونی دارند كه می گوید اوج گرفتن صدا نشانه بی مهری است، هر چند كه این عقیده ممكن است پایه و اساسی نداشته باشد.
آیاشما هم در زمینه روابط برای خود اعتقادات و قوانینی دارید؟ آیا این عقاید مفید واقع شده اند یا خیر؟
اعتقادات چگونه پیدا می شوند؟ پنجمین عنصرنظام اساسی مرجع است. مرجع عبارت از مخلوط درهمی از تجارب و اطلاعات است كه در بایگانی عظیمی به نام مغز نگهداری می شوند. مرجعها مواد خام و سازنده اعتقاداتی هستند كه منجر به قضاوت وتصمیم می شوند . هر كسی تجارب یا مرجعهای بیشماری در ذهن خود داردكه می تواند از آنها استفاده كند؛ مرجعهایی كه انتخاب می كنید و از بایگانی مغز خود خارج می سازید، تعیین كننده معنایی است كه به تجربه می دهید، احساسی كه در قبال آن دارید، و عملی كه می خواهید انجام دهید.
به عنوان مثال خیلی فرق می كند اگر احساس كنید، همیشه از وجود شما سوء استفاده شده است، یا اینكه احساس كنید كه با عشق و محبت بی قید و شرط بزرگ شده اید. یا اینكه در زندگی آزاد و لاابالی بوده اید، یا تابع انضباط . آیا این تجارب بر نحوه ارزیابی شما از مردم ، زندگی، و فرصتها چه اثری دارند؟
برای اینكه طرز كار نظام اساسی را دریابید از شما سؤالی می كنم: ارزنده ترین خاطره شما كدام است؟
برای یافتن پاسخ چه مسیری راطی كردید؟ احتمالاٌ اولین قدم این بوده است كه پرسش را نزد خود تكرار كنید . آنگاه احتمالاٌ مرجعهای ذهن خود را زیر و رو كرده اید تا از میان انبوهی از تجارب زندگی یكی را انتخاب كنید.
در ضمن ممكن است از انتخاب یك خاطره اجتناب كرده باشید زیرا اعتقادتان اینست كه همه تجارب زندگی ارزشمندند و انتخاب یكی از آنها به معنی پست شمردن بقیه است. ممكن است نتوانسته باشید به خاطرات خود، چه ارزشمند و چه بی ارزش مراجعه كنید زیرا( زندگی كردن در گذشته) با ارزشهای شما سازگار نیست.
ملاحظه می كنید كه نظام اساسی نه فقط نحوه ارزیابی و قضاوت را تحت تاثیر قرار می دهد بلكه حتی بر انتخاب امور مورد ارزیابی نیز اثر می گذارد.
چه عاملی باعث ایجاد مهارت می شود؟اشخاص ماهر و توانمند بدون تردید كسانی هستند كه بیش از دیگران تجربه( مرجع) دارند و می دانند كه در هر زمینه چه عواملی موجب موفقیت یا ناكامی می شود.هر روزی كه می گذرد فرصت دیگری است كه می توانیم به مرجعهای خود بیفزاییم و اعتقادات خود را محكمتر سازیم،ارزشهای خود را مشخص تر كنیم، سؤالات تازه ای بپرسم، و به حالات و روحیاتی دست پیدا كنیم كه ما رابه مسیرهای دلخواه هدایت كنند.
شماهم اكنون قادرید كه تغییراتی فوری و كلی پدید آورید كه بطور همزمان بر افكار، احساسات و اعمال شما در جنبه های گوناگون زندگی اثر بگذارند. این كار با تغییر هر یك از پنج عنصر نظام اساسی امكان پذیر است.
به عنوان مثال بجای اینكه خود راشرطی كنید تا در مقابل جواب رد، احساس متفاوتی داشته باشید، می توانید عقیده كلی تازه ای را بپذیرید.مثلاٌ( من منشا همه عواطف خود هستم. هیچ كس و هیچ چیز بجز خودم نمی تواند احساس مرا عوض كند. هرگاه متوجه شوم كه در مقابل چیزی واكنش غیر ارادی نشان می دهم، قادرم در یك لحظه آن را تغییر دهم) اگر عمیقاٌ به این مطلب اعتقاد داشته باشید خواهید دید كه نه فقط ترس شما از پاسخ منفی و جواب رد بر طرف می شود بلكه می توانید احساس خشم، ناكامی، یا بی كفایتی رانیز از بین ببرید و ناگهان در می یابید كه بر سرنوشت خود حاكم شده اید.
یكی دیگر از راههای غلبه بر احساس طرد شدگی یابی كفایتی این است كه در سلسله مراتب ارزشها تغییری ایجاد كنیم و مثلاٌ احساس خدمتگزاری یا شكر گزاری رادر اولویت بالاتر قرار دهیم. آنگاه اگر كسی به شما پاسخ رد داد اهمیتی نخواهد داشت و بجای آنكه به معایب خود فكر كنید توجه خود را به این مطلب جلب می كنید كه چگونه می توان باز هم به آن شخص كمك كرد و یا وضعیت را به شكلی بهبود بخشید. یا ممكن است نسبت به زندگی چنان احساس شكر گزاری داشته باشید كه هیچ پاسخ منفی نتواند بر شما اثر بگذارد و یا حتی پاسخ منفی را در ذهن خود به عنوان طرد شدن معنی نكنید. این عواطف باعث می شود كه احساس بی سابقه ای از شادمانی و ارتباط با دیگران در شما نفوذ كند.
باتغییر هر یك از عناصر ( نظام اساسی ارزیابی) می توانید به آسانی و فوریت هر یك از جنبه های زندگی خود رادگرگون كنید.
آیا تا كنون برای گرفتن تصمیمی ساده مثلاٌ شروع به ورزش، دچار مشكل شده اید؟ به احتمال زیاد علتش این بوده است كه موضوع رابیش ازحد پیچیده كرده، توجه خود به دهها كار مقدماتی كوچك معطوف ساخته اید.مثلاٌ با خود فكر كرده اید( این كار دردسرهای زیادی دارد، باید با اتومبیلی به باشگاه بروم، پارك كنم، ورزش كنم، دوش بگیرم و غیره) معذالك وقتی به كارهای ساده تری فكر می كنید، آنها را در مجموع بصورت یك كار كوچك مجسم سازید. مثلاٌ اگر می خواهید در رستورانی غذا بخورید یا مثلاٌ به كنار دریا بروید كافی است سوار اتومبیل شوید و به محل مورد نظر بروید!
تفاوت در اعمالی كه بایدانجام شود نیست بلكه در نحوه ارزیابی آنهاست. برای تغییر در نحوه زندگی، نحوه ارزیابی را عوض كنید.

پایان بخش هشتم
__________________
سايت تخصصي مهندسي كامپيوتر [فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

هميشه خود باشيد نه كسي ديگر !

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

مذكر Borna66 هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-02-2009, 11:10 PM   #17 (permalink)

Borna66

معاونت باشگاه

Borna66 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
شماره عضويت: 336
محل سکونت: سهراب-خيام
رشته تحصیلی: طه - Borna66 مهندسي كامپيوتر + نرم افزار
نوشته ها: 40,667
تشکر كرده: 3,936
11,161 بار در 6,907 پست از ایشان تشکر شده است
نوشته های وبلاگ: 27
پیش فرض

بخش نهم
قطب نمای فردی
ارزشها و قوانین
اگر بخواهیم در زندگی خود به كمال رضایت برسیم، این كار یك راه بیشتر ندارد: ابتدا ببینیم چه چیزی را بیش از همه می خواهیم ( یعنی عالیترین ارزشها در نظر ما چیست) و آنگاه تصمیم قطعی بگیریم كه براساس معیارهای مورد قبول خود زندگی كنیم.
در جامعه بشری، چه افرادی مورد ستایش و احترام جهانیان قرار می گیرند؟آیا آنان همان كسانی نیستند كه قویاٌ به ارزشهای مورد قبول خود پابندند و نه فقط آنها را اظهار می كنند، بلكه بر اساس آن ارزشها زندگی می نمایند ؟ همه ما به مردان و زنانی كه موضع مشخصی بر اساس اعتقادات خود دارند احترام می گذاریم، حتی اگر با نظرات آنان درباره اعمال نیك و بد موافق نباشیم. كسانی كه فلسفه زندگی، و اعمالشان بر هم منطبق است و بر پایه باورهای خود زندگی می كنند،قدرتی انكار ناپذیر دارند. هماهنگ شدن با اصول اعتقادی راهدف خود قرار دهید: آیا در حال حاضر كارهایی انجام می دهید كه به اصوا اعتقادیتان مطابق نباشند؟اگر چنین است، بلافاصله در جهت اصلاح خود قدم بردارید. لحظه ای بیندیشید: آیا به ارزش یا اصلی اعتقاد دارید كه در زندگی خود مطلقاٌ آنرا مراعات كرده باشید؟ چه تاثیرمثبتی بر زندگیتان داشته است؟
یكی از فیلمهایی كه دیدهام مربوط به معلمی به نام جیم اسكالانته است كه به خوبی نشان می دهد اگر كسانی مهمترین ارزش مورد قبول خود را بشناسند و در راه آن تلاش كنند ، به چه قدرتهایی دست می یابند. او عشق خود را به یادگیری، نه فقط با تعلیم، بلكه با نمایش زنده كارهایی كه امكان پذیر است به شاگردان خود منتقل می كند. وی به نسلی كه( از دست رفته) تلقی می شود یاد می دهدكه نه فقط دشوارترین آزمون ریاضی رابگذرانند
( كاری كه فكر می كردند قابل انجام نیست) بلكه می آموزد كه چگونه یكدیگر را ارزیابی كنند و كیفیت زندگی خود را برای همیشه بالا ببرند. تصمیم قاطع او به بالا بردن معیارهای حیات، زندگی این افراد جوان را دگرگون می سازد.
اگر شما همت خود را صرف بالاترین ارزشهای زندگی خود كنید، به انجام چه كارهایی قادر خواهید بود؟
اگر عشق، موفقیت یا درستی در نظر شما دارای اهمیت باشند، در این صورت بخشی از نظام ارزشی شمابه حساب می آیند. ارزش، حالتی عاطفی است كه در نظر شما یا تجربه كردن آن ( به علت لذتی كه به اعتقاد شما در بر خواهد داشت) و یا اجتناب از آن ( به علت رنجی كه می تواند به همراه داشته باشد) دارای اهمیت است.
همه تصمیمهای ما ناشی از این دواعتقاد است: چگونه عمل معینی ما را بسوی ارزشی لذتبخش می كشاند؟ و آیا این عمل ما را از ارزشی رنج آفرین دور می كند؟
مهمترین احساس لذتبخشی كه در نظرتان ارزشمند است ودردناكترین احساسی كه بهر قیمتی از آن دوری می كنید كدام است؟
ارزشهای لذتبخش را ارزشهای جذبی می نامیم. این ارزشها شامل عواطفی از قبیل عشق، خوشی، آزادی، امنیت، شور، و آرامش فكری می باشند.
ارزشهای دردناك( مثلاٌ انزوا، افسردگی و طرد شدن) به ارزشهای دفعی معروفند. وقتی تصمیمی می گیریم این نكته را در نظر داریم كه آیا اعمال ما سرانجام به رنج منتهی می شوند یا به لذت. در روزهای آینده نه فقط حالات روحی را كه باعث همه تصمیمها می شوند روشن خواهیم كرد بلكه آنها رابه ترتیب اهمیت نیز مرتب خواهیم ساخت. مثلاٌ ممكن است در نظر شما هم امنیت و هم ماجراجویی دارای اهمیت باشد. اگر مشخص شود كه كدامیك در نظر شما اهمیت بیشتری دارند كمی توانید تصمیمهایی بگیریر كه شادمانیهای دراز مدتی را به دنبال داشته باشند.
علاوه بر ارزشهای دفعی و جذبی دو دسته ارزش دیگر نیز وجود دارند: ارزشهای هدف و ارزشهای وسیله.
به عنوان مثال ممكن است اتوموبیلتان دارای ارزش باشد، اما آن در واقع فقط یك وسیله است نه هدف. بر عكس ارزشهای غائی(هدف) كه به دنبال آن هستند حالاتی عاطفی هستند. مثلاٌ ممكن است اتومبیل پونتیاك به شما هیجان، اتومبیل بنزبه شما اعتبار و حیثیت، و اتومبیل ولوو به شما احساس اطمینان و امنیت بدهد.
بخاطر داشته باشید كه در پشت هر تصمیمی نیروی محركه ای است كه همان(ارزش هدف) می باشد. متاسفانه بیشتر مردم در تصمیم گیریهای خود به دنبال وسیله می روند و از آنچه بسیار مهمتر است یعنی هدف نهایی ( انگیزه های عاطفی) غافل می مانند.
شاید برایتان اتفاق افتاده باشد كه به ارتباط دوستانه باكسی علاقمند شده اید. بعد از مدتی دریافته اید كه علاقه ای به ادامه آن ارتباط ندارید. دلیلش آنست كه آن ارتباط دوستانه فقط وسیله بوده است نه هدف . آنچه واقعاٌ می خواسته اید از آن ارتباط بدست بیاورید، ارزشهای غائی مانند عشق، الفت، یا صمیمیت بوده است.هر نوع ارتباطی منتهی به ارزشهای مهم نمی شود. باید بدانید كه اینها هدفهای واقعی هستند و باید همیشه آنها را مد نظر داشته باشید.
یادتان باشد كه ممكن است در زندگی همه ارزشهای وسیله ای ( پول، مقام ، فرزند، رابطه) را داشته باشید و با وجود این احساس نارضایی و بدبختی كنید. مادام كه براساس عمیقترین ارزشهای غائی خود زندگی نكنید، هر چند به وسایل گوناگون دست یابید اما رضایت كاملی را كه شایسته شماست بدست نمی آورید.
هر چند كه بسیاری از حالات عاطفی را به عنوان ارزشهای فردی در نظر می گیریم اما بعضی ازآنها بیش از بقیه در نظرمان عزیز هستند. این ارزشها كه در جهت تامینشان كوشش بسیار می كنیم ارزشهای جذبی نامیده می شوند مانند عشق، موفقیت، آزادی، صمیمیت، امنیت، ماجراجویی، قدرت، شور و شعف ، راحتی، و سلامت جسمی.
پس از آنكه ارزشهای خود را مشخص كردید، سلسله مراتب مناسبی برای آنها در نظر بگیرید . از میان ارزشهایی كه ذكر كردیم كدامیك درنظر شما مهمترند؟
اكنون كمی وقت صرف كنید و آنها را با شماره های 1 تا 10 بترتیب اهمیت درجه بندی كنید.

درجه اهمیت
ارزش


درجه اهمیت
ارزش

ماجراجویی



عشق

قدرت



موفقیت

شور و شعف



آزادی

راحتی



صمیمیت

سلامت جسمی



امنیت

ارزشهای دفعی نیز مانند ارزشهای جذبی دارای سلسله مراتبند. معمولترین ارزشهای دفعی عبارتند از طرد شدن( پاسخ منفی)، خشم، ناكامی،انزوا، افسردگی، شكست، خواری، و گناه.
این ارزشها را نیز به ترتیب از شماره 1 تا 8 مرتب كنید و شماره 1 ارزشی باشد كه برای اجتناب از آن تلاش بیشتری می كنید.

درجه اهمیت
ارزش


درجه اهمیت
ارزش

افسردگی



طرد و جواب رد شنیدن

شكست



خشم

خفت و خواری



ناكامی

احساس گناه



انزوا
آیا حاضرید پرش با اسكی را تجربه كنید؟ پاسخ شما به عوامل چندی بستگی دارد كه یكی از آنها، سلسله مراتب ارزشهاست. به عنوان مثال اگر مهمترین ارزش جذبی شما امنیت و بالاترین ارزش دفعی شما ترس باشد( یعنی به هیچ وجه دلتان نخواهد كه دچار ترس شوید) احتمالاٌ پاسخ شما به این سئوال ، منفی است!
اما اگر بزرگترین ارزش دفعی شما طرد شدن باشد و فكر كنید كه اگر نپرید، دوستانتان از شما رو گردان می شوند چه؟ از آنجا كه مردم برای فرار از رنج تلاش بیشتر می كنند تا برای كسب لذت، لذا نیاز شما به اجتناب از طرد شدن، بر نیاز به احساس امنیت غلبه می كند.
آیا اتفاق افتاده است كه یكی از ارزشها شما را به سویی جلب كند و ارزشی دیگر شما را از ان منع نماید؟
تصمیم گیری چیزی بجز روشن كردن ارزشها نیست.
یكی از مهمترین فواید سلسله مراتب ارزشها این است كه تضادهای ارزشی را روشن می
كند. مثلاٌ اگر موفقیت، بالاترین ارزش جذبی و طرد شدن ( جواب رد شنیدن) بزرگترین ارزش دفعی شما باشد ملاحظه می كنید كه این دو ارزش چگونه با یكدیگر ناسازگارند ؟ سعی در كسب لذت موفقیت، بدون تحمل رنج پاسخهای منفی، هرگز به نتیجه نمی رسد. در واقع ممكن است پیش از آنكه در جاده موفقیت زیاد جلو بروید، خودتان را ه خودتان را سد كنید، زیرا ترس از طرد شدن توسط دیگران، شهامتی را كه برای كسب هرگونه موفقیت لازم است، از شما می گیرد.
راه حل این كار را كه در پنج صفحه آینده كتاب بیان شده است می توان در دو كلمه خلاصه كرد: یكی آگاهی از ارزشها و دیگری تصمیم گیری آگاهانه.
آگاهی از ارزشها – قدم اول – الف
برای كشف ارزشهای جذبی كافی است از خود بپرسید در زندگی برای من چه چیزی از همه مهمتر است؟) هنگامی كه در ذهن خود به دنبال پاسخ می گردید،توجه داشته باشید كه منظور شما كشف ارزشهایی است كه جنبه هدف داشته باشند، یعنی عواطفی كه بیش از همه مایلید آنها را احساس كنید.
پس از تهیه فهرست ارزشها، آنها را به ترتیب اهمیت مرتب كنید. یعنی به دلخواه ترین ارزش، شماره 1 بدهید و ارزشی را كه پس از آن ازهمه مهمتر است با شماره 2 مشخص كنید، الی آخر
آگاهی از ارزشها – قدم اول – ب
رای كشف ارزشهای دفعی تان از خود بپرسید ( كدام یك از عواطف هست كه اجتناب از آن برایم بیشترین اهمیت را دارد؟ چه احساسی است كه به هیچ قیمتی نمی خواهم دچار آن شوم؟) وبرای یافتن پاسخ، كاملاٌ فكر كنید.
پس از تهیه فهرست، آنها را بر حسب اهمیت مرتب كنید و شماره 1 رابه ارزشی بدهید كه بیش از بقیه مایلید از آن دوری كنید.
قدم دوم – تصمیم گیری آگاهانه
پس از استخراج ارزشهای فعلی خود، در می یابید كه تاكنون در درجه اول ، نسبت به چه ارزشهایی شرطی شده اید، و كدام نظام رنج و لذت محرك اعمال و رفتارتان بوده است.اما اگر می خواهید در طرحریزی زندگانی خود نقش فعال داشته باشید، باید همین امروز تصمیمهای تازه ای بگیرید.
__________________
سايت تخصصي مهندسي كامپيوتر [فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

هميشه خود باشيد نه كسي ديگر !

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

مذكر Borna66 هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-02-2009, 11:11 PM   #18 (permalink)

Borna66

معاونت باشگاه

Borna66 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
شماره عضويت: 336
محل سکونت: سهراب-خيام
رشته تحصیلی: طه - Borna66 مهندسي كامپيوتر + نرم افزار
نوشته ها: 40,667
تشکر كرده: 3,936
11,161 بار در 6,907 پست از ایشان تشکر شده است
نوشته های وبلاگ: 27
پیش فرض

بخش نهم(قسمت دوم)
قطب نمای فردی
ارزشها و قوانین



این سئوالات را از خود بكنید:
1- برای اینكه سرنوشت نهایی خود را بدست گیرم و برای اینكه بهترین شخصی باشم كه می توانم باشم، ارزشهای مورد قبول من چه بایبد باشد تا بزرگترین اثر را بر تمام زندگی من بگذارد؟
2- چه ارزشهای دیگری را لازم است كه به این فهرست اضافه كنم؟
فهرست جدید ارزشها در نظر شما چگونه است؟ آیا فقط مشتی كلمات نیست كه بر روی صفحه كاغذی نوشته شده باشد؟ البته چنین است مگر آنكه خود نسبت به آنها شرطی كنید و آنها را قطب نمای زندگی تازه خود قرار دهید. در این صورت است كه ارزشها به شما كمك می كنند تا راه خود را از میان دریاهای آرام و امواج طوفانی به سوی مقصد بگشایید.
این ارزشها را هر روز در پیش چشم داشته باشید. اگر می خواهید از اهرم روانی استفاده كنید، نسخه ای از آنها را به دوستان خود بدهید. مزایایی را كه زندگی بر اساس این ارزشها دارد، تجسم، تفكر و احساس كنید تا آنكه انتظار پاداشهای عاطفی در شما شرطی شود و آنها را بخشی از تجارب روزانه خود قرار دهید.
برای اینكه ( حال خوب) را احساس كنید چه اتفاقی باید بیفتد؟ آیا باید كسی شما رادر آغوش بگیرد و بگوید كه تا چه اندازه قابل احترام هستید؟ آیا باید یك میلیون دلار پول بدست آورید؟ به ورزش خاصی بپردازید ؟ رئیستان از شما تقدیر كند؟ اتومبیل معینی را سوار شوید؟ به مهمانیهای معینی بروید؟ به حد اعلای روشنفكری برسید؟یافقط ناظر غروب آفتاب باشید؟
حقیقت آنست كه برای احساس خوشی به هیچ عامل خارجی نیاز نیست. می توانید هم اكنون اگر بخواهید احساس خوشی كنید! تازه اگر همه آن اتفاقات بیفتد چه كسی باید خوشحالتان كند؟ خودتان!

پس چرا منتظرید؟ تنها چیزی كه مانع خوشحالی شماست، قوانین فردی یا اعتقاد به این مسئله است كه برای احساس شادی چنان اتفاقاتی باید حتماٌ بیفتد. این قوانین خود ساخته را دور بریزید و شادمانی را كه شایسته شماست احساس كنید.
اگر می خواهید برای خوشبختی قانونی داشته باشید بگذارید قانون شما این باشد برای احساس خوشی به هیچ واقعه بیرونی نیاز ندارم! من احساس خوشی می كنم زیرا كه زنده ام! زندگی موهبتی است و من به لذت بردن از آن مشغولم). آبراهام لینكن، زمانی گفته بود
( بیشتر مردم همان اندازه خوشبختند كه خودشان می خواهند). داستان زندگی همین شخص و داستانهای دیگرانی كه علی رغم وقایع ناگوار زندگی به پیروزی رسیده اند، یادآور این نكته مهم است كه ما بر خویشتن مسلط هستیم.
پس این قانون را بپذیرید و تصمیم بگیرید كه معیارهای خود رابه خاطر چیزی كه كاملاٌ در اختیارتان است، یعنی وجود خودتان، بالا ببرید. معنی این سخن آن است كه خود را مقید كنید كه هوش، انعطاف پذیری و خلاقیت داشته باشید و دائماٌ از زاویه ای به زندگی نگاه كنیدكه تجارب حیات، پربارتر و ثمر بخش تر شود.
از كجا می توانیم بفهمیم كه بر اساس ارزشهای خویش زندگی می كنیم؟ این موضوع كاملاٌ به قوانین فردی ما مربوط است: یعنی عقایدی كه به ما می گویند چه باید بشود تا احساس موفقیت، خوشبختی یا سلامت جسمی كنیم.
گویی دادگاه كوچكی همیشه در درون ما وجود دارد. قوانین فردی ما به منزله حكم نهایی این دادگاه است، و نشان می دهد اه آیا اعمال ما با مقررات لازم برای تامین ارزشها مطابق بوده است یا خیر، و آیا حال ما باید خوب باشد یا بد و باید لذت ببریم یا رنج بكشیم.
هنگام احساس رنج ، خوب است كه به یك سئوال مهم پاسخ دهیم(آیا این رنج، نتیجه شرایط موجود است یا مربوط به قوانین فردی من كه می گوید در چه شرایطی باید چه احساسی داشته باشم ؟ آیا رنجی كه می كشم به بهبود شرایط كمك می كند ؟ در چنین شرایطی قوانین یا باورهای من چگونه باید باشد تا احساس بد حالی كنم؟)
بسیار مهم است كه قوانین خود را بررسی كنیم تا ببینیم آیا هوشمندانه و مناسب هستند. قانون بعضیها برای احساس حال خوب این است كه مثلاٌ فرزندانشان در مدرسه باید نمره بیست بگیرند، باید در كار خود از نظر میزان فروش نفر اول باشند، میزان چربی بدنشان كمتر از ده درصد باشد و دائماٌ آرام و بی دغدغه باشند! به نظر شما كسی كه چنین قوانینی دارد تاچه حد حال خوب را احساس خواهد كرد؟
قوانین خود را بررسی كنید تا مطمئن شوید كه در خدمت شما هستند!
شگفت انگیز است كه بسیاری از مردم راههای بی شماری برای احساس حال بد اختراع كرده اند( قوانین رنج آور)، و در مقابل تنها راه های انگشت شماری را برای احساس حال خوب باقی گذاشته اند( قوانین لذتبخش).
هم اكنون تصمیم بگیرید و قانونی عالی را وضع كنید تابه شما اجازه دهد خود را بیش از پیش مورد محبت احساس كنید. بجای این قوانین كه( اگر فلانی همیشه بگوید كه مرا دوست دارد... برای من هدایای گرانقیمت بخرد... مرا به سفر های خارج از كشور ببرد... همیشه با من در تماس باشد... و همیشه برای رضایت من دیگران را برنجاند) كه مسلماٌ احساس مورد محبت بودن را در شما محدود می كند، شاید بتوانید این قانون ساده را بر گزینید كه ( هر وقت كه به فكر محبت می افتم و یا عشق و صمیمیت خود را به كسی اظهار می كنم، احساس می كنم كه مورد محبت هستم.)
آیا قوانینی كه زندگی امروزی شما را می چرخانند مناسب شخصیت امروزی شما هستند؟ آیا قوانینی دارید كه در گذشته مفید بوده اند و امروزه مایه عذاب شما هستند؟ مثلاٌ ممكن است زمانی در زندگی خود با دیگران بصورت خشك و خشن رفتار می كرده و احساسات خود را ظاهر نمی ساخته اید. اما هرچند كه ممكن است این نوع رفتار برای اداره بعضی مشاغل مفید باشد، مسلماٌ در زمینه روابط و زندگی با دوام زناشویی كاربردی ندارد.
همچنین اگر شغل شما وكالت یا قضاوت است مراقب باشید كه برداشتهای شغلی خود را به محیط خانه نیاورید در غیر این صورت ممكن است هر شب همسر خود را مورد بازجویی قرار دهید.
كدامیك از قوانین گذشته خود راباید امروزه به دور افكنید؟
از كجا می فهمید كه موفق هستید. و نفر كه قوانین كاملاٌ متفاوتی درباره موفقیت داشتند در یكی از سمینارهای من حاضر بودند. یكی از آنها جزو مدیران تراز اول بود و همه عوامل ظاهری خوشبختی رادر اختیار داشت:ازدواج رضایتبخش ، پنج فرزند زیبا، درآمدی هفت رقمی، و جسمی كه در اثردو ماراتون ورزیده شده بود. با وجود این خود را موفق نمی دانست زیرا قوانینی غیر منطقی برای خود داشت.
نقطه مقابل او مردی بود كه هیچیك از آن امتیازات را نداشت، و در عین حال خود را واقعاٌ موفق می دانست. هنگامی كه از او پرسیدم كه چه اتفاقی باید بیفتد تا احساس موفقیت كند، پاسخ داد( كافی است صبح از جا بر خیزم، به پایین نگاه كنم و ببینم كه بر روی زمین ایستاده ام . زیرا هر روزی را كه بر روی این زمین زندگی كنم روزی بزرگ است!)
در نظر شما كدامیك از این دو نفر موفقترند؟
مسلماٌ ما می خواهیم از هدفهای خود نیرو بگیریم، آینده ای مطمئن داشته باشیم و خود را به پیش برانیم. اما در عین حال باید یقین كنیم كه در پشت همه این خواسته ها قوانینی داریم كه بر اساس آنها می توانیم هر وقت دلمان خواست خوشبختی را احساس كنیم.
برای اینكه احساس موفقیت، امنیت و محبت كنید چه اتفاقی باید بیفتد؟
از كجا می فهمید كه قانون شما تضعیف كننده است و باید عوض شود؟ قانون شما تضعیف كننده است اگر:
1- اجرای آن غیر ممكن است( ضوابط به قدری پیچیده یا متعدد یا خشك باشند كه هرگز نتوانید در زندگی برنده شوید).
2-این قانون به عواملی كه در اختیار شما نیست بستگی داشته باشد( مثلاٌ قرار باشد دیگران رفتار معینی نسبت به شما داشته باشندتا احساس رضایت كنید).
3- راههای معدودی برای احساس خوشحالی و راههای بسیاری برای احساس بد حالی وضع كرده باشید( مثلاٌ یك سلسله از وقایع باید دقیقاٌ به ترتیب خاصی اتفاق بیفتد تا احساس خوشحالی كنید، و هر اتفاق دیگری باعث بد حالی است).
از هم اكنون سعی كنید كه بر قوانین خود مسلط شوید.
به سئوالات زیر حتی المقدور بطور كامل پاسخ دهید.
1-در چه صورتی احساس موفقیت می كنید.
2- در چه صورتی خود را مورد محبت فرزندان و همسر خود و یا كس دیگری كه برایتان اهمیت دارد می دانید.
3-در چه صورت احساس اعتماد به نفس می كنید.
4-در چه صورت در هر یك از زمینه های زندگی، خود را عالی و درخشان احساس می كنید.
هر رنجشی كه در زندگی خود از كسی پیداكرده اید، ناشی از قوانین فردی بوده است. در واقع ناراحتی شما به علت آن شخص نیست، بلكه از این جهت ناراحتید كه او یكی از قوانین شما یا معیارها و اعتقاداتتان را درباره اینكه هر چیزی چگونه باید باشد زیر پا گذاشته است . خود شما نیز ممكن است یكی از قوانین خود را در مورد شیوه رفتار، تفكر، یا احساس نقض كرده باشید.
این بار كه از كسی ناراحتی پیدا كردید بخاطر داشته باشید كه ناراحتی شما مربوط به ان شخص نیست بلكه واكنشی در مقابل قوانین خودتان نسبت به آن وضعیت است. از خود بپرسید( كدامیك مهمتر است: قوانین فردی من و یا روابط من با ابن شخص؟)
از این الگو برای احتراز از بگو مگوهای آزارنده استفاده كنید تا دریابید كه می توان به سرعت تضادها را بر طرف كرد.
اگر قوانین خود را بطور واضح اظهار نكنید، نباید انتظار داشته باشید كه كه دیگران برآن اساس رفتار كنند. نباید انتظار داشته باشید كه دیگران قوانین شما را محترم بشمارند اگرحاضر نباشید كه خود را سازگار كنید و دست كم بعضی از قوانین دیگران را بپذیرید.
در ضمن بخاطر داشته باشید كه حتی اگر قوانین خود را پیشاپیش روشن سازید باز هم ممكن است سوء تفاهمهایی در این زمینه پیدا شود. به این دلیل است كه ارتباط با دیگران تا این اندازه اهمیت دارد. هرگز قوانین خود را روشن و مسلم فرض نكنید. آنها را اظهار كنید.
بعضی قوانین در نظر ما اهمیت بیشتری دارند. آیا در زمینه سلامت جسمانی قانونی دارید كه مطلقاٌ آن را مراعات كنید؟ این قانون بی چون و چرا را با چه كلماتی بیان می كنید؟ خیلیها می گویند ( من هرگز نباید مواد مخدر مصرف كنم). از طرف دیگر ممكن است قوانینی باشد كه گاهی آنها را زیر پا گذاشته سپس پشیمان شوید . مثلاٌ بعضی ها می گویند( بله بعضی از غذاها برای سلامتی من خوب نیست).
من قوانین دهها هزار نفر را مطالعه كرده و به این نتیجه رسیده ام كه قوانینی كه با عبارت
( خوب نیست) بیان می شوند، شكستنی هستند و قوانینی كه با عبارت( هرگزنباید) مشخص می گردند به ندرت شكسته می شوند. قوانین اخیر را قوانین ( آستانه ای ) می نامیم.
آیا می توانید بعضی از قوانین خود را به قوانین آستانه ای مبدل كنید تا از نتایج ناشی از تغییرات رفتاری بهره مند شوید.
قوانین متعدد، زندگی را تحمل ناپذیر می سازند. یادم می آید كه در یك برنامه تلویزیونی از بیست خانواده پنج نفره دعوت شده بود . از هر خانواده پرسیدند ( چه عاملی برای حفظ سلامت خانواده از همه مهمتر است ؟) و بسیاری از آنها پاسخ دادند ( قوانین فراوان نداشته باشید). چرا؟ در خانه ای كه اینهمه افراد و شخصیتها درآن رفت و آمد می كنند اگر قوانین فراوانی حاكم باشد، طبق قانون احتمالات هر ساعت ممكن است كسی یكی از قوانین را زیرپا بگذارد و اعصاب دیگران را متشنج كند.
آیا بهتر نیست كه قوانین معدود ولی پراهمیتی را مراعات كنیم؟ من می توانم به شما اطمینان دهم كه در روابط متقابل هر چه تعداد قوانین كمتر باشد خوشبختی بیشتر است.
من هم قانونی برای شما دارم: هنگام وضع قوانین تازه زندگی لبخند بزنید! از وضع قوانین غیر عادی نترسید و قوانین قدیمی را در هم بشكنید. بگذارید بعضی از قوانین شما دیوانه وار به نظر آیند. تا كنون از قوانین فردی برای محدود كردن خویشتن و یا عقب نگه داشتن خود استفاده كرده اید. چرا برای خنده چند قانون مضحك را چاشنی آنها نكنید؟ شما برای اینكه خود را مورد محبت حس كنید، كافی است كه انگشت كوچك خود را حركت دهید البته این كار، غیر عادی است. اما من كه باشم كه بگویم شما از چه كاری لذت ببرید؟

پایان بخش نهم
__________________
سايت تخصصي مهندسي كامپيوتر [فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

هميشه خود باشيد نه كسي ديگر !

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

مذكر Borna66 هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-02-2009, 11:11 PM   #19 (permalink)

Borna66

معاونت باشگاه

Borna66 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
شماره عضويت: 336
محل سکونت: سهراب-خيام
رشته تحصیلی: طه - Borna66 مهندسي كامپيوتر + نرم افزار
نوشته ها: 40,667
تشکر كرده: 3,936
11,161 بار در 6,907 پست از ایشان تشکر شده است
نوشته های وبلاگ: 27
پیش فرض

بخش دهم
كلید های توسعه
هویت و مرجع
فرق شما با سایر مردم جهان چیست؟ یكی از عوامل مهم كه شما را از دیگران متمایز می كند، تجارب شماست. هرعملی كه زمانی انجام داده اید، نه تنها در حافظه آگاه، بلكه در نظام عصبیتان ثبت شده است. هر چه كه تاكنون دیده، شنیده، لمس كرده، چشیده و یا بوئیده اید، در بایگانی عظیمی كه مغز نامیده می شود انباشته شده است.
این خاطرات آگاه یا ناآگاه را مرجع می نامیم. برای اطمینان از درستی یا نادرستی هر عقیده ای به این تجارب تكیه می كنیم، حتی اگر آن عقیده بسیار مهم باشد( مثلاٌ اعتقاد به اینكه چه كسی هستیم و چه كارهایی از ما ساخته است).
چه تجاربی در شكل دادن به زندگی شما مؤثر تر بوده است؟ در یكی از سمینارهای من، پیش از ورود به جلسه،پرسشنامه ای به شركت كنندگان داده می شود.در این پرسشنامه از شركت كنندگان خواسته شده است كه پنج تجربه را كه به عقیده خوشان بیشترین اثر را بر زندگیشان گذاشته است ذكر كنند. جالب اینجاست كه بسیاری از اشخاص تجارب ( یا مرجعهای) همانندی دارند، اما نحوه تعبیر و تفسیرشان از آن واقعه به كلی با دیگری متفاوت است.
دو نفر در جوانی پدرشان را از دست می دهند. یكی شان بر اثراین واقعه از ایجاد هرگونه رابطه صمیمانه با دیگران خودداری می كند، در حالی كه دیگری فردی بسیار اجتماعی و خونگرم می شود.
پس آنچه كه زندگی ما را شكل می دهد نه فقط خود مرجعها، بلكه تعبیر و تفسیری است كه از آنها می كنیم.
بزرگترین طراح زندگی شما، خودتان هستید، خواه به این موضوع، توجه كرده و خواه نكرده باشید. تجارب خود را مانند پارچه بزرگی در نظر آورید كه می توانید آن را مطابق هر الگویی كه دوست دارید ، ببرید و بدوزید، و هر روز كه می گذرد، نخی به تارو پود این پارچه افزوده می شود...
آیا این پارچه را به صورت پرده ای در می آورید تا در پشت آن پنهان شوید، یا اینكه از آن قالیچه ای جادویی می سازید تا با آن به اوج ملكوت پرواز كنید؟ آیا این پارچه را چنان طرح می كنید كه خاطرات مثبت و نیروبخشتان در مركز این شاهكار، واقع شود؟
اكنون،مدتی وقت صرف كنید و پنج خاطره را كه بیش از بقیه در شكل دادن به شخصیتتان اثر داشته است، بنویسید. نه فقط واقعه را تشریح كنید، بلكه نحوه اثری را هم كه بر شما داشته است بنویسید . اگر آن خاطره طوری است كه اثر منفی داشته است، بلافاصله آن را طوری دیگر تعبیر كنید؛ هر تعبیری كه به نظرتان می رسد . این كار ممكن است تاحدودی نیازمند ایمان باشد . ممكن است به نگرشی نیاز داشته باشد كه تاكنون نسبت به آن بی توجه بوده اید. فقط به خاطر داشته باشید كه در هر یك از تجارب انسانی، ارزشی نهفته است.
برا انجام هر كاری، به احساس اطمینان نیاز داریم. سر چشمه این احساس نیرومند
( اعتماد به نفس)مرجعهای ماست. اما اگر هیچ تجربه(یا مرجعی) برای انجام كاری نداشته باشیم، چگونه می توانیم با اطمینان به انجام آن بپردازیم؟ باید دانست كه ما محدود به تجارب واقعی خود نیستیم، بلكه قدرت تخیل ما، منبعی پایان ناپذیر برای كمك به ماست.
به یاد داشته باشید، علت اینكه راجر بانیستر توانست ركورد( یك مایل در چهار دقیقه ) را بدست آورد آن بود كه قبلاٌ بارها آن را در عالم خیال تجربه كرده و با چشم دل، دیده بود. او آنقدر شكستن ركورد را در خیال خود مجسم كرده بود كه مرجعهایی در ذهن او ایجاد شده و سپس ایمانی در او به وجود آمده بود كه توانائیهای جسمی بالقوه اش را فعال كرده بود.
قدرت تخیل، ده بار نیرومند تر از نیروی اراده است. اگر این نیرو را آزاد سازید،
چنان حس اعتماد به نفس و تجسم قوی در شما ایجاد می شود كه همه محدودیتهای گذشته رادر می نوردید.
آندره آغاسی اخیراٌ به من می گفت كه وی در سن ده سالگی، هزاران بار در تورنمنت تنیس ویمبلدون شركت كرده و برنده شده است...البته در عالم خیال. تجسم واضح و مداوم پیروزی، اعتماد به نفس او را زیاد كرد، تا سرانجام در تابستان 1992 توانست به رویای خود جامه عمل بپوشاند.
با استفاده مداوم از قدرت تخیل، چه رویاهایی را می توانید عملی كنید؟
یكی از راههای آسان افزایش تجارب مرجع، استفاده از گنجینه های ادبی، داستانها، افسانه ها، اشعار و موسیقی است كه همه جا در اختیار شماست. با مطالعه كتاب، تماشای فیلمها و نوارهای ویدیویی ارزشمند،حضوردر مسابقات، شركت در سمینارها و صحبت با بیگانگان تجارب مرجع خود را افزایش دهید . همه مرجعها توانایی شما را افزون می سازند و هرگز نخواهید دانست كه كدام یك ممكن است زندگی شما را به كلی دگرگون سازد.
مطالعه كتاب شما را قادر می سازد تابتوانید مانند نویسنده فكر كنید. درآن لحظات جادویی كه در اعماق جنگلهای آردن فرو می روید ویلیام شكسپیر هستید. در آن هنگام كه در جزیره گنج دچار كشتی شكستگی می شوید رابرت لوئیز استیونسون و وقتی در والدن با طبیعت سخن می گویید هنری دیوید تورو هستید. كم كم مانند آنان فكر می كنید . مانند آنان احساس می كنید، و از قدرت خیال خود مانند آنان بهره مند می شوید . مرجعهای آنان مال شما می شوند و تا مدتها پس از مطالعه كتاب در ذهن شما باقی می مانند .
مطالعه یك كتاب ارزشمند ، تماشای یك نمایش یا گوش كردن به یك قطعه موسیقی چه ماجراهای جالب، تفریحی و پر باری را می تواند برایتان به ارمغان آورد؟
آیا باور می كنید كه هیچ یك از تجارب ما بد نیستند؟ در هر كاری كه می كنید، چه مشكل باشد و چه آسان، چه رنج آورباشد و چه لذتبخش و خلاصه در هر تجربهای می توانید نكته ارزشمندی پیدا كنید.
نیرویی كه زندگی شما را شكل می دهد ناشی از معنایی است كه به هر تجربه می دهید. به یكی از ( بدترین) تجارب زندگی خود فكر كنید. آیا راهی به نظرتان می رسد كه آن تجربه را دارای اثر مثبتی در نظر آورید؟ ممكن است دچار سوختگی و یا حوادث رانندگی شده باشید و یا جیبتان را خالی كرده باشند اما بر اساس همین تجارب سرانجام به تصمیمی نو یا آگاهی تازه و یا حساسیت جدیدی نسبت به دیگران دست پیدا كرده اید كه باعث شده است به عنوان یك انسان رشد كنید و توانایی خود را برای كمك به دیگران افزایش دهید.
تجارب محدود، زندگی محدودی را به وجود می آورد. اگر جویای رشد و زندگی پر باری هستید بایدبا تغییر نظرات و تجاربی كه اگر آگاهانه به دنبال آنها نروید جزو زندگی شما نمی شوند،مرجعهای خود را افزایش دهید. به ندرت یك فكر بكر ممكن است خود به خود به ذهنتان خطور كند. باید فعالانه در جستجوی آن باشید.
آیا كاری بوده است كه هرگز فكر انجام آن را نمی كرده اید و پس از انجام آن ، درهای دنیای تازه ای به رویتان گشوده شده باشد؟
به دنبال كارهای برویدكه تاكنون هرگز نكرده اید:به غواصی و كشف دنیای زیر آب بپردازید و ببینید كه زندگی در محیطی كاملاٌ تازه چگونه است ... یك شب برای شنیدن سمفونی و یا كنسرت موسیقی تند( هر كدام كه طبق عادت از رفتن به آن خودداری می كنید)بروید...به بیمارستان اطفال بروید واز بیماران عیادت كنید ...در فرهنگی متفاوت خود را غرق كنید و جهان را از دیدگاه دیگران ببینید.
به خاطر داشته باشید هر محدودیتی كه در زندگی خود دارید احتمالاٌ فقط ناشی از محدودیت تجارب مرجع است. مرجعهای خود راتوسعه دهید تا زندگیتان به سرعت توسعه پیدا كند.
تجارب تازه ای را كه باید پیدا كنید، كدامند. سؤال شایسته ای كه می توانید از خود بكنید این است ( برای رسیدن به چیز هایی كه واقعاٌ می خواهم، چه مرجعهایی مورد نیاز است؟)
چه تفریحاتی را می خواهید تجربه كنید. به چه چیز هایی فكر كنید كهبرای سرگرمی و احساس حال خوش مایل به انجام آنها هستید.
پس از آنكه فهرستی از مرجعهای تازه تهیه كردید، برای هر یك، مهلتی زمانی قائل شوید. تصمیم بگیرید كه در چه زمانی می خواهید هر یك از آن كارها را انجام دهید.
كی می خواهید سخن گفتن به زان اسپانیایی، یونانی یا ژاپنی را بیاموزید؟ چه موقع می خواهید به بالونی كه با هوای گرم كار می كند سوار شوید؟ كی می خواهید از خانه سالمندان بازدید كنید؟ چه موقع می خواهید به كاری تازه و غیر عادی دست بزنید.
یكی از قویترین تجارب مرجع من، مربوط به زمانی است كه در روز عید شكر گزاری به همراه پسرم برای توزیع بسته های غذا بین مستمندان رفته بودیم. من پسرم را كه در آن زمان چهار ساله بود، تشویق كردم كه یك سبد غذا رابه مرد ولگردی كه در درگاه یك دستشویی عمومی خوابیده بود ، بدهد. با تعجب، پسرم جیرك را دیدم كه دستی به شانه آن مرد زد و با صدای بلند گفت ( روز شكر گزاری مبارك!). ناگهان مرد ولگرد از جا پرید، قد خود را راست كرد و به طرف او یورش برد . قلب من از جا كنده شود چیزی نمانده بود كه به طرف او خیز بردارم كه دیدم مرد، دست پسرم را به نرمی گرفت، آن را بوسید و گفت( از لطفتان ممنونم...)گمان نمی كنم كه در روز عید شكر گزاری ، بتوان هدیه ای بهتر از این به كودكی چهار ساله داد.
چه تجارب ثمر بخشی را می توانید با همراهی عزیزانتان كسب كنید.
برای كسب تجربه و افزایش مرجعها، لازم نیست به سفرهای دور و دراز بروید. می توانید در همان جامعه ای كه هستید، در سر یك چهار راه ، به فردی كمك كنید. فقط با اضافه شدن یك مرجع،دریچه جهانهای تازه ای به روی شما گشوده می شود. این مرجع كارساز، می تواند چیز تازه ای باشد كه می بینید یا می شنوید، یك گفتگو، یك فیلم و یا یك سمینار، یا نكته ای كه در صفحه بعد همین كتاب یا كتاب دیگری به آن بر می خورید. هرگز نخواهید دانست كه چه موقع برایتان پیش می آید.
از جابرخیزید و وارد معركه زندگی شوید! بگذارید تخیل شما همراه با امكان آنچه كه قابل كشف و تجربه است پرواز كند.و این كار راهم اكنون آغاز كنید.
__________________
سايت تخصصي مهندسي كامپيوتر [فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

هميشه خود باشيد نه كسي ديگر !

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

مذكر Borna66 هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-02-2009, 11:11 PM   #20 (permalink)

Borna66

معاونت باشگاه

Borna66 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
شماره عضويت: 336
محل سکونت: سهراب-خيام
رشته تحصیلی: طه - Borna66 مهندسي كامپيوتر + نرم افزار
نوشته ها: 40,667
تشکر كرده: 3,936
11,161 بار در 6,907 پست از ایشان تشکر شده است
نوشته های وبلاگ: 27
پیش فرض

بخش دهم(قسمت دوم)
كلید های توسعه
هویت و مرجع

امروز به دنبال كدام تجربه می توانید بروید كه زندگیتان را گسترده تر سازد؟بر اثر این تجربه به چه انسانی مبدل خواهید شد؟
نیرویی است كه زندگی شما را شكل می دهد . این نیرو است كه تعیین می كند چه كارهایی از نظر شما ممكن، یا غیر ممكن است، از چه چیزهایی اجتناب كنید، چگونه فكر كنید و چه واكنشهایی نشان دهید. این نیرو، عقیده ای است كه درباره هویت خود دارید.
همه ما، ولو بطور نیمه آگاه، تعریفی از خویشتن خویش داریم، و این تعریف است كه بر همه جنبه های زندگی اثرمی گذارد. مثلاٌ اگر خود را فردی محافظه كار ببینید، حركات و حتی سخنانتان یك نوع است و اگر خود را فردی بی باك و متجاوز در نظر آورید، نوع دیگر. هر تغییری كه در این تعریف بدهید،بلافاصله در استعداد هایی كه بكار می گیرید، رفتاری كه نشان می دهید و آرزوهایی كه در سر می پرورید تغییری ایجاد می كند. همه تجارب زندگی خود را با كمك این اعتقاد ، تفسیر می كنید و همه تصمیمهای شما از این صافی می گذرد.
آیا هرگز گفته اید ( این كار از من ساخته نیست ! من چنین آدمی نیستم!) اگر چنین عبارتی را گفته باشید، به مرز تعریفی كه در گذشته از خود داشته اید، و كیفیت زندگی امروزیتان تا حدی ناشی از آن است نزدیك شده اید. از خود بپرسید( این عقیده را كه من چگونه شخصی هستم از كجا آورده ام و چه مدت است كه در من پیدا شده است؟) شاید تاكنون زمان آن رسیده باشد كه هویت خود را به روز در آورید. آیا این عقیده را آگاهانه انتخاب كرده اید و یا بر آیندی از مجموعه نظرات دیگران و وقایع مهم زندگانی و عوامل دیگری است كه ناخواسته و ناآگاهانه وارد ذهنتان شده است؟
اگر می خواستید خود را به گونه ای دیگر معرفی كنید تا تصویری نیرومند تر و دقیق از آنچه امروز هستید، به دست دهد، چگونه بیان می كردید كه چه كسی شده اید.
همه ما باید دیدگاه خود رانسبت به هویت و قابلیتهایی كه داریم، وسیعتر كنیم. باید اطمینان حاصل كنیم بر چسبهایی كه به خود می زنیم، ما را محدود نمی كنند،بلكه به ما وسعت می بخشند و به نیكیهایی كه در درون خود داریم. می افزایند اما مراقب باشید: اگر مرتباٌ بگویید( من چنین هستم...)چنان هم خواهید شد.مثلاٌ بعضیها می گویند(من آدم تنبلی هستم) در حالی كه این افراد تنبل نیستند، بلكه هدفهای انگیزنده ای ندارند.
آیا خود را به گونه ای تعریف می كنید كه تولید محدودیت كند؟ آیا این محدودیت، در زمینه پیش بینی عملكرد و قابلیتتان است؟ اگر چنین است، آن را عوض كنید.
هنگامی كه تغییری در زندگی خود ایجاد می كنیم، كسانی كه در محیط اطرافمان هستند،گاه به كمكمان می آیند و گاه موانعی بر سر راه پیشرفتمان ایجاد می كنند. این اشخاص، اگر به همان چشم گذشته به ما نگاه كنند، چون اطمینان( باور ) دارندكه، چه كسی هستیم، لذاعملاٌ در حكم لنگر یا عاملی منفی هستند و گاهی ما را به سوی عواطف و عقاید گذشته، كه زمانی بخشی از هویتمان بوده اند، بر می گردانند.
باید بدانیم كه قدرت نهایی برای تعریف هویت، در اختیار خود ماست. گذشته ما، مشخص كننده حال یا آینده ما نیست. دست به عمل بزنید و هویت تازه و نیرومند خود را از همین امروز بپذیرید.
اگر در زندگی خود بارها سعی كرده اید كه تغییری مثبت به وجود آورید، اما موفق نشده اید، به احتمال زیاد علتش این بوده است كه سعی كرده اید كه اعمال و رفتار تازه ای پیش بگیرید كه با عقایدی كه درباره هویت خود داشته اید، سازگار نبوده است. برای اینكه بهبود سریع و پایداری در كیفیت زندگیتان ایجاد شود، باید هویت خود را عوض كنید، یا آن را تغییر دهید و یا گسترده تر سازید.
مثلاٌ به جای اینكه سعی در ترك عادت مضری( مثلاٌ صرف مشروب الكلی ) كنید، خود را به چشم فرد سالم و شادابی ببینید كه برای بهبود عملكرد خود تلاش می كند. حاصل طبیعی چنان تصمیمی آن است كه به عنوان یك فرد سالم، هرگز حتی به فكر نوشیدن مشروب نیفتید.
بحران هویت چیست؟ این حالت هنگامی اتفاق می افتدكه بخواهیم بر خلاف عقیده ای كه درباره هویت خود داریم، عمل كنیم. نتیجه این می شود كه در درستی همه چیز ، تردید كنیم. اما آیا هیچیك از ما هست كه واقعاٌ خود را بشناسد و بداند كه چه شخصی است؟ من گمان نمی كنم.
خصوصاٌ هویتی كه به سن یا ظاهر شخص بستگی داشته باشد، بطور قطع موجب دردسرو بحرانهای آتی خواهد شد. بعلاوه این امور، دستخوش تغییرند. اما اگر در مورد شخصیت خود، دیدی وسیعتر داشته باشیم و یا حتی تعریفی را كه از خود داریم، به امور معنوی مرتبط سازیم، هرگز هویتمان مورد تهدید قرار نمی گیرد.
آنچه مسلم است، ما چیزی بیش از جسم ظاهری خود هستیم.پس ببینید چه عاملی است كه شما را منحصر به فرد كرده است.
اكنون زمانی وقت صرف كنید و به معرفی خود بپردازید . هنگام پاسخ دادن به این پرسش كه ( من كی هستم؟) كنجكاو و سر زنده باشید.
آیا خود را با توجه به كارهایی كه در گذشته كرده، یا فعلاٌ می كنید، یا در آینده خواهیدكرد؟ یا باتوجه به شغل؟ در آمد؟ نقشی كه در زندگی دارید؟ اعتقادات معنوی؟ خصوصیات جسمانی؟ یا چیزی كه بالاتر از همه اینها باشد تعریف می كنید؟
اگر نام شما را در فرهنگ لغات یا دایرةالمعارف می نوشتند، دلتان می خواست در برابر اسمتان چه تعریفی را ذكر كنند؟ آیا فقط چند كلمه كافی است یا اینكه شرح و تعریف هویت شما ، صفحات متعدد و یا حتی یك جلد كامل رادر بر می گیرد؟
هم اكنون، تعریفی را كه ممكن است در فرهنگ لغات، در برابر نام شما بنویسند، روی كاغذ بیاورید.
اگر قرار بود كارت شناسایی، یا شناسنامه ای برای خود تهیه كنید كه نشان دهد واقعاٌ چه كسی هستید، بر روی آن چه می نوشتند؟ |آیا عكس و مشخصات جسمی خود را به آن می افزودید؟ یا اینكه به این مشخصات اهمیت نمی دادید؟ آیا اعداد و ارقام مهم را در آن ذكر می كردید؟ چه چیز های دیگری در آن می نوشتید؟ موفقیت ها؟ ارزشها؟ عواطف؟ عقاید؟ آرزوها؟ شعارها؟
هم اكنون دقایقی از وقت خود را صرف كنید و كارت شناسایی خود را كه معرف هویت واقعیتتان باشد بنویسید.
اگر بعضی از جنبه های هویت شما برایتان دردناك است، چرا آن را تغییر نمی دهید؟ اینها چیز هایی هستند كه خودتان تصمیم گرفته و تاكنون به هویت خود افزوده اید. حالتی شبیه كودكان را در خود به وجود آورید كه با تخیلات شگفت انگیز قلب و روح خود را پر می كنند . یك روز در نقش زورو قهرمان نیكوكار فرو می روند، و روز دیگر در قالب هر كول ، نیرومندترین مرد جهان می روند، و روز سوم نقش پدر بزرگ را بازی می كنند كه سرانجام نقش واقعی خودشان است . ایجاد تغییر در هویت، می تواند از شادترین، جادویی ترین، و رهایی بخش ترین تجارب زندگی باشد. در لحظه ای، می توانیم تعریفی به كلی متفاوت، از خویشتن بدست دهیم و یا آگاهانه اجازه دهیم كه خویشتن واقعیمان بدرخشد و از هویت عظیم ما پرده برداشته شود كه فراتر از رفتارمان، گذشته مان، و همه بر چسبهایی است كه تاكنون به خود زده ایم.
اگر بتوانید همان كسی باشید كه خودتان می خواهید، در آن صورت هویت شما شامل چه مشخصاتی خواهد بود. همین امروز، فهرستی تهیه كنید و همه عوامل مورد نظر را در آن بنویسید . آیا كسی هستكه مشخصات دلخواه شما را داشته باشد؟ آیا می توانید این اشخاص را الگوی خود قرار دهید؟ در عالم خیال، در قالب شخصیت تازه فرو بروید.مجسم كنید كه چگونه نفس می كشید؟ چگونه راه می روید؟ چگونه سخن می گویید؟ چگونه فكر می كنید؟ چگونه احساس می كنید؟
از قدرتی كه برای تغییر هر جزء از هویت خود فقط با كمك یك تصمیم دارید، احساس شادمانی كنید.
اگر حقیقتاٌ می خواهید هویت خود، و در نتیجه زندگی خود را توسعه دهید، آگاهانه تصمیم بگیرید كه چه كسی می خواهید باشید. بار دیگر مانندكودكان شوید، به شور و شعف آیید و دقیقاٌ مشخص كنید كه امروز، چه كسی می خواهید باشید.
هم اكنون فهرست كاملی از خصوصیاتی را كه می خواهید داشته باشید به روی كاغذ بیاورید، و هیچ محدودیتی برای خود قائل نشوید.
اشخاصی كه وقت خود را با ما می گذرانند، تاثیر نیرومندی بر تصور ما از هویتمان دارند. هنگامی كه برای تقویت هویت تازه، اعمال و رفتارتان را برنامه ریزی می كنید، توجه خاصی به اشخاصی كه در اطرافتان هستند، داشته باشید.
آیا دوستان ، خویشان، و همكارانتان هویت تازه ای را كه برای خود ساخته اید، تقویت می كنند یا تضعیف؟
به هویتی كه برای خود ایجاد كرده ایدپابند باشید و آن را به اطرافیان، اعلام كنید. اما از همه مهمتر آن است كه این هویت را به خودتان اعلام كنید. هر روز، با بر چسب تازه ای كه به خود زده اید، خصوصیات خود را برای خود بازگو كنیدتا در شما بصورت شرطی در آیند.
درست در همین لحظه می توانید براساس هویت تازه خود زندگی كنید. از خودبپرسید:
( دیگر چه می توانم باشم؟ دیگر چه باید باشم؟ اكنون دارم به چه شخصی مبدل می شوم؟)
عهد كنید كه علی رغم شرایط، همیشه به عنوان كسی كه قبلاٌ به هدفهای خود رسیده است عمل كنید. مانند چنین شخصی تنفس كنید. حركات و واكنشهای شما در قبال دیگران، مانند این شخص باشد. با مردم با همان شخصیت، احترام، دلسوزی، و محبتی رفتار كنید كه آن شخص ممكن است رفتار كند.
اگر تصمیم بگیرید كه مانند شخص دلخواه خود فكر، احساس، و عمل كنید آیا می توانید بصورت آن شخص درآیید؟
اكنون بر سر دو راهی قرار گرفته اید. گذشته رافراموش كنید. اكنون چه كسی هستید. به این كه چه كسی بوده اید فكر نكنید. اكنون تصمیم دارید چه كسی بشوید؟
این تصمیم را آگاهانه بگیرید. با دقت تصمیم بگیرید . با قدرت تصمیم بگیرید. آنگاه بر اساس آن عمل كنید

پایان بخش دهم
__________________
سايت تخصصي مهندسي كامپيوتر [فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

هميشه خود باشيد نه كسي ديگر !

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

مذكر Borna66 هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-02-2009, 11:11 PM   #21 (permalink)

Borna66

معاونت باشگاه

Borna66 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
شماره عضويت: 336
محل سکونت: سهراب-خيام
رشته تحصیلی: طه - Borna66 مهندسي كامپيوتر + نرم افزار
نوشته ها: 40,667
تشکر كرده: 3,936
11,161 بار در 6,907 پست از ایشان تشکر شده است
نوشته های وبلاگ: 27
پیش فرض

بخش یازدهم
جمعبندی
سلامت، وضع مالی، روابط و قانون هدایت
تاكنون شیوه ها ، ابزارها و درسهایی را در زمینه تسلط برنفس ارائه كرده ایم. اكنون می خواهیم از همه اینها نتیجه بگیریم و حاصلی بدست آوریم. هر یك از صفحات این بخش را كه مطالعه می كنید، در همان حال به جنبه های گوناگون جسمی، مالی، و ارتباطی زندگی توجه ، و روشی را ابداع كنید تابتوانید هر روز بر اساس بالاترین معیارهای خود زندگی كنید.
قبلاٌ یاد گرفته اید كه چگونه نظام عصبی خود را شرطی كنید تا با تغییر رفتار، به نتایج دلخواه برسید. اكنون می خواهیم بگوییم كه سرنوشت جسمانی شما نیزبستگی به این دارد كه چگونه سوخت و ساز و عضلات خود را شرطی كنید تا انرژی لازم و تناسب اندام دلخواه در شما ایجاد شود.
كارهایی كه برای مراقبت از جسم و تامین سلامت خود به طور منظم انجام می دهید كدام است؟
چه عاملی سبب می شود كه جسم انسان، با حداكثر توان خود كار كند؟ پیروزی باور نكردنی ستو میتل من اهمیت بعضی از اصول پایه را نشان می دهد. میتل من، ركورد دو استقامت را شكست و مسافت 1609 كیلومتر را در 11 روز و 19 ساعت دوید و به طور متوسط روزانه بیش از 135 كیلومتر را طی كرد! شگفت انگیز تر آنكه به شهادت ناظران عینی ، در پایان مسابقه، سر حال تر از اول به نظر می رسید و كمترین آسیبی از نظر جسمی ندیده بود.
چه عاملی باعث شد كه او بتواند از همه تواناییهای جسمی خود استفاده كند و حتی تواناییهای خود را افزون سازد بی آنكه كوچكترین صدمه ای به جسم او واردآید؟ اول اینكه او سالها تمرین جسمی كرده بود و ثابت كرد كه اگر ما بطور مداوم و روز افزون انتظارات صحیحی از خود داشته باشیم می توانیم خود را با هر شرایطی سازگار كنیم.
دومین امتیازی كه باعث شد ستو میتل من ركورد تازه ای در زمینه دو استقامت بر جا بگذارد چه بود. او دانسته بود كه سلامت جسمی و آمادگی جسمانی دو موضوع جداگانه اند.
طبق گفته دكتر فیلیپ مفتون ( آمادگی جسمانی عبارت از توان انجام فعالیتهای ورزشی است). اما سلامت جسمی تعریف گسترده تری داردو ( عبارت از حالتی است كه همه دستگاههای بدن بصورت بهینه كار كنند).خیلیها فكر می كنند كه آمادگی جسمانی شامل سلامت جسمی نیز می شود، اما این دو لزوماٌ با یكدیگر همراه نیستند . اگر آمادگی جسمانی به قیمت از دست رفتن تندرستی به دست آید عمر ما چندان طولانی نخواهد شد كه از اندام متناسب خود لذت ببریم.
در نظر شما كدامیك مهمتر است؟ آیا تعادلی بین سلامت و آمادگی جسمانی بر قرار كرده اید؟
چگونه بر سلامت جسمی خود بیفزایید؟بهترین راه آن است كه تفاوت بین ورزشهای قند سوز و چربی سوز و تفاوت بین بنیه و نیروی جسمی رادرك كنیم. ورزشهای چربی سوز اكسیژن زیادی را به مصرف می رسانند و شامل تمرینهای معمولی هستند كه می توان آنها را به مدت طولانی انجام داد. این تمرینها كه باعث تقویت بنیه می شوند برای تامین انرژی در درجه اول از چربیهای بدن استفاده می كنند. بر عكس ورزشهای قند سوز مستلزم افزایش مصرف اكسیژن نیستند و فقط به مدت كوتاهی قابل انجامند . این تمرینها در درجه اول باعث سوختن گلیكوژن و ذخیره شدن چربی دربدن می شوند.
آیا خود را سالم می دانید ؟یا دارای آمادگی جسمی ؟ یا هیچكدام؟
چرا اغلب آمریكائیان از خستگی رنج می برند؟ بسیاری از مردم از آنجا كه می خواهند در كوتاهترین مدت بزرگترین نتیجه را بدست آورند لذا با توجه به فشارهای عصبی و نداشتن وقت كافی به ورزشهای قند سوز رومی آورند. با انجام ورزشهای قند سوز ذخیره گلیكوژن آنها به زودی تمام می شود و نظام سوخت و ساز بدنشان به مصرف قند خون( كه دومین منبع سوخت است) می پردازد و همین امر باعث سر درد، خستگی و مشكلات دیگر می شود.
چگونه می توان ورزشهای قند سوز را به چرب سوز مبدل كرد؟ ساده ترین راه آن كند كردن حركات است.طبق نظر دكتر مفتون ورزشهایی نظیرپیاده روی،شنا، دوچرخه سواری، دو آهسته می توانند بصورت قند سوز یا چربی سوز انجام شوند. در هنگام انجام، اگر ضربان قلب كند باشد این ورزشها چربی سوز و اگر تند باشد قند سوز به شمار می آیند.
آیا لازم است سرعت خود را كاهش دهید؟ در هنگام ورزش؟ یا بطور كلی در نوع زندگی؟
برای اینكه بدن خود را به ماشینی چربی سوز مبدل كنید باید نظام سوخت و ساز بدن خود را آموخته كنید تا بصورت چربی سوز كار كند. دكتر مفتون یك دوره دو تا هشت ماهه را برای پرداختن انحصاری به ورزشهای چربی سوز پیشنهاد می كند. برای اینكه تعادلی میان تندرستی و آمادگی جسمانی برقرار شود باید پس از این مدت، هفته ای یك تا سه بار بطور منظم به ورزشهای قند سوز بپردازید.
برای حفظ تندرستی خود آیا به مشاور نیاز دارید ؟ آیا به كتاب یا منابع دیگر رجوع می كنید؟
لودویگ ویت گن اشتاین فیلسوف انگلیسی گفته است
( جسم انسان بهترین تصویر روح است).
آیا جسم شما درباره شخصیت درونیتان چه می گوید؟
احتمالاٌ مهمترین عامل ایجاد تندرستی اكسیژن است . بدون اكسیژن، یاخته ها ضعیف می شوند و می میرند.
برای اینكه در هنگام ورزش، اكسیژن اندامها تمام نشود باید بدانید كه آیا حركات شما بصورت چربی سوز بوده است و یا از آن حد تجاوز كده و به مرحله قند سوزی رسیده است. به سئوالات زیر پاسخ دهید.
1- آیادر هنگام ورزش قادر به سخن گفتن هستید ( چربی سوز) یا از نفس افتاده اید( قند سوز)؟
2- آیا تنفس شما منظم و قابل شنیدن است ( چربی سوز) یا نفس نفس می زنید( قند سوز)؟
3- آیا در عین خستگی از حركات ورزش لذت می برید ( چربی سوز) یا با اكراه ورزش می كنید( قند سوز)؟
4- اگر حداقل فشاری كه به عضلات وارد می شود باعدد صفر و حداكثر آن با عدد 10 بیان كنیم چه نمراه ای به خود می دهید؟ اگر خود را بین 6 تا 7 ارزیابی كنید عالی است چنانچه نمره شما بیشتر از هفت باشد وارد مرحله قند سوز شده اید.
برای اینكه تمرینهای ورزشی فرحبخشی را جزو برنامه منظم زندگی خود قرار دهید به نكات زیر توجه كنید.
1- آیا ورزشهای مرتب شما بصورت قند سوز و یا چربی سوز انجام می شوند؟ آیا با احساس خستگی از خواب بیدار می شوید؟ آیا بعد از ورزش احساس گرسنگی شدید، سرگیجه، و یا كوفتگی عضلات می كنید؟ آیا علی رغم تلاشهای خود لایه چربی بدنتان فرقی نكرده است؟ اگر پاسخ شما به همه یا بعضی از این سئوالات مثبت است به احتمال زیاد بصورت قند سوز ورزش می كنید.
2- یك دستگاه كوچك تعیین ضربان قلب بخرید، تا در هنگام ورزش نگذارید ضربان قلب شما از حد معین بالاتر رود، از خرید این دستگاه پشیمان نخواهیدشد.
3- بریا شرطی كردن نظام سوخت و ساز بدن خود برنامه ریزی كنید تا ضمن سوختن چربیهای بدن انرژی لازم در شما ایجاد شود، این برنامه را حداقل به مدت 10 روز اجرا كنید.
كمتر چیزی است كه در زندگی انسان به اندازه روابط او اهمیت داشته باشد. هیچ موفقیتی انسان را ارضاء نمی كند مگر اینكه آن را با كسی در میان بگذارد.در واقع عالیترین احساس انسان احساس همبستگی است. در روزهای آینده 6 اصل اساسی را برای موفقیت در زمینه روابط، خصوصاٌ روابط زناشویی بیان خواهیم كرد.
قبل از هر چیز باید ارزشها و قوانین مورد قبول طرف مقابل را بشناسید. هر قدر یكدیگر را دوستع بدارید و هر قدر روابطتان صمیمانه باشد اگر مرتباٌ قوانین یكدیگر را نادیده بگیریرد خواه نا خواه بر خوردهایی بین شما ایجاد خواهد شد.
اگر قوانین همسر خود را نمی دانید و یا آنها را فراموش كرده اید، آنها را دریابید. اگر مدتهاست كه در این باره با همسر خود گفتگو نكرده اید خوب است برای اطمینان آنها را از یكدیگر بپرسید.
عشق و زناشویی محلی برای بخشیدن و خوشبخت كردن طرف مقابل است، نه جایی برای بدست آوردن چیز هایی كه نداریم.
در روابط خود با ارزشترین چیزی كه بخشیده اید چیست؟
برای تحكیم مناسبات زناشویی مراقب علائم هشدار دهنده باشید. با تشخیص به موقع و چاره جویی فوری می توانید پیش از آنكه كدورتهای جزئی به اختلافات بزرگی مبدل شوند، آنها را از بین ببرید.
آیا در روابط شما علائم هشدار دهنده ای وجود دارد كه لازم باشد به آنها توجه كنید؟ برای اینكه؟ ( غول را در كودكی بكشید) امروز چه كارهایی را باید انجام دهید تا اختلافاتتان دامنه پیدا نكند.
بسیاری از روابط گسیخته می شوند بی آنكه حتی طرفین، علت آن رابدانند . برای موفقیت در زمینه روابط مهمترین و بهترین راه ان است كه مطالب خود را به روشنی و رو در رو بگویید. اطمینان حاصل كنید كه قوانین یكدیگر را می دانید و به آنها احترام می گذارید. برای اینكه جلو بگو مگو هایی را كه هیچ علت معقولی ندارند و صرفاٌ برای غلبه بر طرف مقابل ادامه می یابند بگیرید شیوه ای ابداع كنید.
از كلمات دگرگون كننده برای جلوگیری از مشاجره استفاده كنید. مثلاٌ بجای اینكه بگویید( من نمی توانم آن رفتارت را تحمل كنم) بگویید( من ترجیح می دهم این رفتار را داشته باشی).
آیا روابط عاشقانه شما جزو مهمترین اولویتهای زندگی است؟ اگر چنین نباشد مسائل فوری كه هر روز اتفاق می افتد نسبت به آن اولویت پیدا می كنند و در نتیجه میل شما به یكدیگر روز به روز كاهش می یابد.
نگذارید روابط صمیمانه شما بصورت رابطه عادتی در آید. شور و هیجان داشته باشید و از اینكه فرد بی همتایی را در زندگی خود دارید سپاسگزار باشید.
برای اینكه روابط شما با دوام باشد، هر گز قطع رابطه را عنوان نكنید. تنها گفتن جمله ( اگر فلان كار را بكنی، می گذارم و می روم) كافی است كه امكان جدایی را بوجود بیاورد. بجای آن هر روز راهیبرای بهتر شدن روابط خود بیندیشید. تمام زوجهای موفقی كه می شناسم و روابط آنها رضایتبخش بوده و به مدت طولانی ادامه داشته است برای خود قانونی دارند و آن این است كه هر قدر خشمگین شوند و هر اندازه از طرف مقابل آزرده خاطر باشند، بدون چون و چرا خود را به حفظ روابط پابند می دانند.
یكی از بهترین كارهایی كه هر روز می توانید انجام دهید این است كه محاسن طرف مقابل را در ذهن خود مرور كنید. احساس همبستگی فرد را تقویت كنید و مثلاٌ با گفتن ( چگونه این خوشبختی نصیب من شد كه تو وارد زندگی من شدی؟) احساس عشق و صمیمیت را در خود تازه نگه دارید. بطور مداوم در جستجوی راههایی باشید كه طرف مقابل را شگفت زده كنید و مراتب قدردانی خود را به یكدیگر ابراز نمایید. طرف مقابل را ملك طلق خود فرضش نكنید و لحظات زیبایی در زندگی بیافرینید كه روابطتان را بصورت افسانه در آورد؟
امروز چه خدمتی می توانید به فرد محبوب خود بكنید.
__________________
سايت تخصصي مهندسي كامپيوتر [فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

هميشه خود باشيد نه كسي ديگر !

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

مذكر Borna66 هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-02-2009, 11:12 PM   #22 (permalink)

Borna66

معاونت باشگاه

Borna66 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
شماره عضويت: 336
محل سکونت: سهراب-خيام
رشته تحصیلی: طه - Borna66 مهندسي كامپيوتر + نرم افزار
نوشته ها: 40,667
تشکر كرده: 3,936
11,161 بار در 6,907 پست از ایشان تشکر شده است
نوشته های وبلاگ: 27
پیش فرض

بخش یازدهم (قسمت دوم)
جمعبندی
سلامت، وضع مالی، روابط و قانون هدایت



آیا می خواهید كه روابطی رویایی با همسر خود داشته باشید؟
به این چند اصل اساسی توجه كنید.
1- اوقات خود را صرف وجود ارزشمند یكدیگر كنید و آنچه را كه از نظرهمسرتان مهم است كشف نمایید. بالاترین ارزشهای شما در زمینه روابط كدام است و چه اتفاقی باید بیفتد تا احساس كنید كه آن ارزش تامین شده است.
2- بپذیرید كه عاشق بودن مهم تر از حق به جانب بودن است. اگر متوجه شدید كه دارید در مورد اینكه حق به جانب شماست بیش از حد اصرار می كنید، الگوی خود را درهم بشكنید. اگر لازم می دانید سكوت كنید و به مشاجره خاتمه دهیتد تا به حال عادی بر گردید و راهی برای حل اختلاف پیدا كنید.
3- الگویی ابداع كنید و با یكدیگر قرار بگذارید كه در هنگام بروز خشم و مشاجره، برای تغییر حالت از آن استفاده كنید. الگویی عجیب یا مضحك طرح كنید و آن را بصورت شوخی بین خود قرار بگذارید به طوری كه یادآوری آن طرف مقابل را به خنده بیندازید.
4- با بروز اندك كدورتی موضوع را با ملایمترین لحن با او در میان بگذارید. مثلاٌ( می دانم كه اشكال از كج فهمی من است اما وقتی فلان كار را می كنی حس می كنم كه عقیده ام نسبت به تو كمی سست شده است).
5- برنامه منظمی داشته باشید تا هفته ای یك بار و یا دست كم ماهی دوبار با همسر خود شبهای عاشقانه داشته باشید. برای این منظور از پیش برنامه ای تفریحی و رویایی فكر كنید.
6- روزی یك بار حتماٌ همسر خود را ببوسید!
خیلیها به اشتباه تصور می كنند كه اگر بقدر كافی پول داشته باشند، تمام مشكلاتشان بر طرف می شود. در حالی كه پول، به خودی خود به ندرت موجب رهایی شان می گردد. اما این هم به همان اندازه اشتباه است كه فكر كنیم وسیعتر شدن امكانات مالی و مهارت در مسائل اقتصادی، نقشی در افزایش امكان رشد و مشاركت و ایجاد ارزشهایی برای ما و دیگران ندارد.
تحصیل ثروت، كاری آسان است. با وجود این، بیشتر افراد به این كار موفق نمی شوند، زیرا در شالوده مالی آنان، رخنه ها و خلل هایی وجود دارد كه همان تضاد های ارزشی و اعتقادی است. بزرگترین عاملی كه باعث كمی شود افراد، از موفقیتهای مالی اجتناب كنند آن است كه درباره ثروت، عقاید مختلطی دارند.این افراد در عین حال كه به مزایای رفاه مادی واقفند، ممكن است عقیده داشته باشندكه جمع آوری ثروت محتاج تلاش و كوشش طاقت فرسا، یا انحراف از معیارهای اخلاقی است و یا اینكه افراد ثروتمند از وجود دیگران سوء استفاده می كنند.
علت دیگر آن است كه تصور می كنند تحصیل ثروت، كاری پیچیده، و محتاج تخصص است. هر چند كه استفاده از نظرات متخصصان امور مالی، كاری صحیح است، اما باید یاد بگیریم كه مسئولیت تصمیمهای خود را بپذیریم و عواقب آنها را درك كنیم.
پس از پنج سال مطالعه مستمر در علت موفقیت افراد، دریافته ام كه برای بهبود وضع مالی، پنج كلید وجود دارد. كلید اول، توانایی ایجاد ثروت است. اگر بتوانید راهی پیدا كنید كه ارزش كار خود را افزایش دهید و به ده الی پانزده برابر زمان حاضر برسانید، در آن صورت درآمدتان به آسانی افزایش خواهد یافت.
از خود بپرسید( چگونه می توانم ارزش كار خود را در این سازمان افزایش دهم؟ چگونه می توانم كاری كنم كه شركت، در مدت كمتری به هدفهای بیشتری دست یابد؟ چگونه می توانم كیفیت كالا و سود آوری آن را بالاتر ببرم و در عین حال، هزینه ها را كاهش دهم؟ چه نظامهای تازه ای را می توانم پیاده كنم؟از چه تكنولوژیهایی می توانم استفاده كنم تا این شركت، از رقیبان خود جلو بیفتد؟)
كلید دوم، نگهداری ثروت است.تنها راه این كار، آن است كه كمتر از درآمد خود خرج كنید، و درآمد باقیمانده را سرمایه گذاری نمایید.
پس انداز كردن پول، هدفی ارزشمند است، اما به خودی خود باعث افزایش ثروت نمی شود. سومین كلید مهارتهای مالی، افزایش ثروت است. راه این كار، آن است كه كمتر از درآمد خود خرج كنید، مابقی را سرمایه گذاری كنید، و درآمد حاصل از آن را هم دوباره سرمایه گذاری نمائید. این كار باعث می شود كه سرمایه بجای شما كار كند و رشد، آن حالت تصاعدی داشته باشد. هر چه درآمدهای خود را كمتر خرج و بیشتر سرمایه گذاری كنید، زودتر به استقلال مالی می رسید.
هیچكس نمی خواهد لقمه چربی برای سوء استفاده ای دیگران باشد. چهارمین كلید مهارتهای مالی، نگهداری ثروت است. در جو فعلی آمریكا، بسیاری از ثروتمندان بیش از زمانی كه ثروتمند نبودند احساس عدم امنیت می كنند. دلیلش آن است كه می دانند در هر لحظه، به دلایلی كه گاه به كلی واهی است، امكان دارد كه علیه آنها اعلام جرم و اقامه دعوا شود. البته باید گفت كه برای حفظ اموال نیز راههای قانونی خوبی پیدا شده است.
آیا حفاظت از داراییهای خود را لازم می دانید؟ حتی اگر هنوز به مرحله ای كه نگران اموال خود باشید نرسیده اید، خوب است با فرد متخصصی در این مورد مشورت كنید و در این مورد نیز، مانند سایر موارد زندگی، از راههایی كه دیگران رفته اند، سر مشق بگیرید.
برای اینكه از رفاه اقتصادی بر خوردار شوید، مدت زیادی صبر نكنید. پنجمین كلید مهارتهای مالی آن است كه از داراییهای خود بهره مند شوید . بیشتر افراد، منتظرند تا دارایی آنها به حد معینی برسد. اما اگر جمع آوری ثروت، لذتها و دلخوشیهایی را همراه نداشته باشد، به زودی از این كار خسته می شوند و دست از تلاش می كشند. پس، گاهگاهی پاداش خویشتن را فراموش نكنید( پاداش اتفاقی).
در ضمن صدقه و بخشش را فراموش نكنید. بخشیدن مال، این احساس را در شما به وجود می آورد كه بیش از حد نیاز خود ، درآمد دارید. ثروت واقعی، فقط نوعی احساس است: احساس رفاه و فراوانی مطلق. پول هیچ ارزشی ندارد، مگر اینكه به كمك آن تاثیر مثبتی در زندگی افراد مورد علاقه خود بگذاریم، و اگر یاد بگیریم كه چگونه با درآمد خود خدمتی به دیگران بكنیم، به بزرگترین شادمانیهای زندگی دست می یابیم.
اكنون برای بهبود وضع مالی خود اقدام كنید:
1- عقایدی را كه درباره پول دارید، بررسی كنید. عقاید منفیرا زیر سئوال ببرید و عقاید مثبت را تقویت كنید. از مراحل ششگانه تداعی عصبی شرطی استفاده كنید.
2- ارزش شغل خود را بالا ببرید و برای كارفرمای خود مفیدتر باشید، ولو آنكه بابت آن دستمزد اضافی نگیرید.تصمیم بگیرید كه دست كم، ده برابر به ارزش كار خود بیفزایید.
3- دست كم ده درصد از درآمد خود را پس انداز و سپس سرمایه گذاری كنید.
4- از راهنمایی متخصصان، در تصمیم گیریهای مالی و حفظ دارایی خود استفاده كنید.
5- پاداشهایی به خود بدهید تا تلاشهای مالی شما با لذت همراه باشد.در حق چه كسی می توانید خدمت خاصی انجام دهید؟ برای اینكه امروز كار را شروع كنید، چگونه به تقویت روحیه خود می پردازید؟
بسیار خوب است كه برای ارزشهای مورد قبول خود سلسله مراتبی داشته باشید. اما اگر وسیله سنجشی در اختیارتان نباشد، از كجا می فهمید كه روز به روز و لحظه به لحظه بر اساس ارزشها و فضایل مورد قبول خود زندگی كرده اید؟ خدمت به همنوع، شاید جزو والاترین ارزشهای شما باشد. اما چگونه دائماٌ به دیگران خدمت می كنید؟ عشق، شاید در فهرست شما بالاترین مقام را آورده باشد، اما می دانید كه در بسیاری از لحظات زندگی خود عاشق نبوده اید.
راه حل چیست؟ دستورالعمل یا قانونی برای هدایت و كنترل خود داشته باشید. چگونگی آن را در صفحات بعد شرح خواهیم داد.
آیا تا به حال موردی برایتان پیش آمده است كه صد در صد و به طور مطلق بدانید كه چه باید بكنید ( هر چه می خواهد بشود، بشود)؟ بیشتر ما هرگز به این مرحله از یقین نمی رسیم، مگر آنكه پیشا پیش خصوصیاتی را برای خود در نظر گرفته باشیم كه همیشه بر اساس آنها زندگی كنیم. اگر این موارد را روی كاغذ بیاوریم. دستورالعملی به وجود می آید كه من آن را ( قانون هدایت) می نامم و در سفر زندگی، به منزله نقشه راههاست.
1- برای اینكه براساس عالیترین اصول و ارزشهای خود زندگی كنید، باید دائماٌ دارای چه روحیات و عواطفی باشید؟فهرستی از این حالات روحی تهیه كنید. این فهرست باید آنقدر مفصل باشد كه كمال و تنوع دلخواه را داشته باشد، و آنقدر مختصر باشد كه واقعاٌ هر روز بتوان همه آن حالات را تجربه كرد.
2- در برابر هر یكاز آن حالات و خصوصیات، قانونی برای نحوه احساس آن ذكر كنید. مثلاٌ ( هنگامی شاد و سر حال هستم كه به مردم لبخند بزنم) یا ( هنگامی شكر گزارم كه یادم باشد چه چیزهای خوبی در زندگی خود دارم).
3- خود را مقید كنید كه دست كم روزی یك بار، هر یك از آن حالات را احساس كنید.می توانید( قانون هدایت)خود را روی كاغذی بنویسید و همیشه با خود داشته باشید، و یا نسخه هایی از آن را روی میز كار و یا كنار تختخواب خود قرار قرار دهید. گاهگاهی به این دستورالعمل نگاه كنید و از خود بپرسید ( آیا امروز، كدامیك از این حالات در من بوده است؟كدامیك نبوده است و چگونه می توانم تا پایان امروز، آن را در خود به وجود آورم؟
__________________
سايت تخصصي مهندسي كامپيوتر [فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

هميشه خود باشيد نه كسي ديگر !

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

مذكر Borna66 هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-02-2009, 11:12 PM   #23 (permalink)

Borna66

معاونت باشگاه

Borna66 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
شماره عضويت: 336
محل سکونت: سهراب-خيام
رشته تحصیلی: طه - Borna66 مهندسي كامپيوتر + نرم افزار
نوشته ها: 40,667
تشکر كرده: 3,936
11,161 بار در 6,907 پست از ایشان تشکر شده است
نوشته های وبلاگ: 27
پیش فرض

کوتاه در خصوص انتونی رابینز

آنتونی رابینز تا سن 22 سالگی جوانی گمنام، فقیر و تن‌پرور بود. اما ناگهان با یک تصمیم قاطع و به کارگیری اراده‌ای قوی دگرگونی عظیمی در خود ایجاد کرد. او در مدت کوتاهی به بیشترین آرزوها و رویاهای جوانی خود جامه عمل پوشانید.
قصری زیبا و بزرگ در ساحل سن دیه گو خریداری کرد و چند طبقه آن را به دفتر کار خود اختصاص داد و به یکی از بزرگترین سخنرانان و گویندگان برنامه‌های روانشناسی رادیو و تلویزیون درآمد.
آنتونی رابینز اهداف معنوی را بسیار باارزش‌تر از مقاصد مادی می‌شمارد. اکنون کتابهای او در ردیف پرفروشترین کتابهای دنیا قرار دارد.
__________________
سايت تخصصي مهندسي كامپيوتر [فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

هميشه خود باشيد نه كسي ديگر !

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

مذكر Borna66 هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
موفقیت, متن, کامل, کتاب, آنتونی, اسرار, رابینز


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(View-همه آمار اعضایی که از این موضوع بازدیدکرده اند: 7
ali682, cicicom, elili, minoosaba, محمد حسن زاد, young, افاق
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع تالار پاسخ ها آخرين نوشته
روزه در قرآن yamahdi علوم قرآن و حديث 0 08-11-2010 12:45 AM
منابع آزمون کارشناسی ارشد رشته فناوری اطلاعات majid فن آوری اطلاعات ( IT ) 7 04-11-2010 11:20 AM
زیباترین و خواندنی ترین جملات کوتاه و انگیزشــــی! *omid* مطالب جالب و خواندني 4 01-22-2010 11:01 AM
سال‌شمارزندگی احمد شاملو Fahime.M مشاهیر ادب معاصر 0 01-09-2010 03:45 PM
جنجال برانگیزترین کتابهای جهان!! مريم كتب متفرقه(عمومي) 1 06-06-2009 12:16 PM



اکنون ساعت 09:10 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

Feed   Rss2
Powered by vBulletin® Version 3.8.6
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.
این سایت وابسته به هیچ نهادی نمیباشد و بصورت شخصی اداره میشود!! و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است
Hosted By: payamhost