| شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات باشگاه لازم است ثبت نام کنید |
|
![]() |
|
|
#1 (permalink) | |||||||||||||||||||
|
معاونت باشگاه
|
با سلام در این تاپيك به مسایل مورد ایجاد افسردگی و راه حل های ان می پردازیم به این امید که حداقل از افسردگی خود اطلاع حاصل کنیم و وضعیت روحی خود را بهبود بخشیم. سپاسگزار شما |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
آخرین موضوعات ایجاد شده توسط Borna66
|
|||||
| موضوع | تالار | آخرین ارسال کننده | پاسخها | نمایشها | تاریخ آخرین پست |
|
|
مهندسي نرم افزار | Borna66 | 0 | 9 | 03-12-2010 01:27 PM |
|
|
مهندسي نرم افزار | Borna66 | 0 | 7 | 03-12-2010 01:27 PM |
|
|
مهندسي نرم افزار | Borna66 | 0 | 9 | 03-12-2010 01:25 PM |
|
|
فيزيولوژي ورزشي | Borna66 | 0 | 47 | 03-05-2010 08:43 PM |
|
|
فيزيولوژي ورزشي | Borna66 | 0 | 31 | 03-05-2010 08:43 PM |
|
|
#2 (permalink) | |||||||||||||||||||
|
معاونت باشگاه
|
افسردگی چیست؟
افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست. و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد. این در حالی است كه حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند یا بیماری آنها چیزی دیگر تشخیص داده شده است. افسردگی یك بیماری اختصاصی نیست بلكه در تماما سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. افسردگی بیماری ساده ای نیست بلكه انواع گوناگون دارد به طوری كه در بعضی افراد به صورت هایی ظاهر می شود كه ما عموماً آنها را افسردگی نمی شناسیم. افسردگی پس از آنكه درمان شد غالباً باز می گردد. افسردگی مسائل گوناگونی به همراه دارد. غیراز مسائل پزشكی و اندوه كه بسیار شایع است، فرد مبتلا به افسردگی خود را در كارها مورد تبعیض و از نظر اجتماعی مطرود و حتی منفور خانواده خودش می بیند. گاهی انزوای همراه افسردگی، بیمارانی را كه وضعی درمان پذیر دارند به دوری از مردم یا به سوی مرگ سوق می دهد. درباره افسردگی خبرهای خوشی نیز وجود دارد: بیشتر انواع افسردگی قابل درمان اند. Depression كه غالباً افسردگی بالینی، اختلالات خلق و خوی یا اختلالات عاطفی نامیده می شود، بیمار را دچار آشفتگی اندیشه، آشفتگی عاطفی، تغییر رفتار و بیماری های جسمانی می كند. افسردگی بالینی، از دیدگاه عملكردهای اجتماعی بیش از دیگر بیماری های مزمن، بیمار را ناتوان می كند. افسردگی كبیر بیش از بیماری های مزمن ششی، التهاب مفصل و دیابت ، ناتوان كننده است. افسردگی یك نشانگان (Syndrom) یعنی مجموعه ای از علامات مرضی(Symptoms) مختلف است. |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
|
#3 (permalink) | |||||||||||||||||||
|
معاونت باشگاه
|
ملاک های تشخیص افسردگی عبارت اند از: 1- افسرده بودن خلق و خوی در بیشتر روزها، تقریباً هر روز. 2- كاهش آشكار علاقه یا میل به هر نوع فعالیت در زندگی. 3- كاهش یا افزایش قابل توجه وزن بر اثر كاهش یا افزایش اشتهای غذا خوردن. 4- بی خوابی یا پرخوابی در غالب شب ها. 5- افزایش یا كاهش اعمال روانی حركتی یا فعالیت های ذهنی. 6- خستگی یا كاهش انرژی. 7- احساس بی ارزشی یا گناهكار بودن. 8- كاهش توان اندیشیدن یا تمركز ذهن و تصمیم گیری. 9- اندیشیدن به مرگ ( نه ترسیدن از آن) و به خودكشی، بدون داشتن طرحی برای آن ، یا اقدام به خودكشی با طرحی از پیش ریخته. داشتن حداقل پنج علامت یاد شده برای ابتلا به افسردگی كبیر كافی است. ولی علامات مرضی یك و دو باید جز آن علامت باشند. افسردگی نمی تواند واكنش معمولی مرگ یك عزیز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگی تمام علامات مرضی این بیماری را ندارند و شدت علامات مرضی در افراد مختلف متفاوت است. |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
|
#4 (permalink) | |||||||||||||||||||
|
معاونت باشگاه
|
انواع افسردگی افسردگی اقسام گوناگون دارد، شایع ترین آن افسردگی كبیر است كه فرد مبتلا به آن گاهی شاد و خوشدل و موقتا فعال می شود. نوعی از افسردگی كبیر به افسردگی مالیخولیایی موسوم است كه بیمار هیچ گاه از چیزی دلخوش نمی شود در حدود 15 درصد مبتلایان به افسردگی كبیر دچار افسردگی اوهام اند كه معمولا با خلق و خوی اندوهگین همراه است. مثلا خود را گناهكار و غیر قابل بخشش تصور می كنند. در حدود 15 در صد مبتلایان به افسردگی كبیر نیز دچار روان پریشی می شوند. نوع دیگری از افسردگی وجود دارد به نام “افسردگی غیرمعمول” كه بر خلاف اسمش شایع است. علامات مرضی آن عكس علامات مرضی افسردگی معمولی است كه مبتلایان كم می خوابند و كم می خورند. مبتلایان به افسردگی غیر معمول زیاد می خوابند و زیاد می خورند و به سرعت اضافه وزن پیدا می كنند. به قول یكی از متخصصان برجسته بیماری افسردگی ( دونالد كلاین)، افسردگی غیر معمول، “مزمن” است نه” دوره ای” . از بلوغ آغاز می شود و بیماران نسبت به همه امور كم توجه اند. نوع دیگرافسردگی، روان رنجوری است كه عموما حدود دو سال طول می كشد و علامات مرضی آن خفیف تر از افسردگی كبیر است ولی همواره احساس ناراحتی می كنند. شیوع افسردگی در قرن بیستم به خصوص بعد از دو جنگ جهانی بیشتر شده است، علت آن را مصرف دارو و الكل، افزایش استرس و كاهش اشتغال گفته اند . علت دیگر افزایش افسردگی تغییرات اساسی اجتماعی است. گروهی از روان شناسان بر این باورند كه جامعه كنونی، كانونی ناسالم در درون افراد به وجود آورده و آنها را بیش از اندازه به رضایت خاطر و شكست های شخصی وابسته كرده است. آنچه گفته شد جنبه نظری دارد ولی بعضی از پژوهشگران درباره جنبه علمی علت ها اظهار نظر كرده اند. بر اساس پژوهش های آنها، تلویزیون ” منشا عمده افسردگی است” Paul Kottl روان پزشك مركز پزشكی پنسیلوانیا كشف كرده است كه ” ارتباط تنگانگی بین دسترسی مداوم كودكان به تلویزیون و افسردگی كبیر در 24 سالگی وجود دارد.” Kottl می نویسد: ” اثرات اجتماعی برنامه های چند ساعته تلویزیونی، باید از دلایل شروع زودرس افسردگی كبیر در نوجوانان به حساب آید، هزاران ساعت تماشای تلویزیون، كودكان ما را در معرض خشونت های ابلهانه مكرر قرار می دهد و آنها را هر چه بیشتر از تماس های اجتماعی با همسالان و خانواده دور می كند.” افسردگی كبیر بیشتر در دهه های سوم و چهارم زندگی ظاهر می گردد و در غالب افراد بین شش ماه تا یك سال، حتی بدون درمان رفع می شود . ولی اگر درمان شود بعد از چند هفته از بین می رود. بازگشت افسردگی در بیش از نیمی از افراد ظرف دو سال بعد از رویداد نخستین رخ می دهد. خطر افسردگی با تعداد بازگشت ها افزایش می یابد. بدین معنی كه بعد از دو بازگشت، هفتاد در صد و بعد از سه بازگشت به نود درصد می رسد. عوامل زیر خطر بازگشت افسردگی را افزایش می دهند: اگر نخستین افسردگی پیش از بیست سالگی رخ داده باشد و سابقه خانوادگی موجود باشد. اگرنخستین افسردگی شدید باشد و دیر به درمان اقدام شده باشد. اگر بیماری روانی دیگری نیز وجود داشته باشد. اگر فرد نسبت به استرس ها یا دیگر عوامل اجتماعی آسیب پذیرتر باشد. اگر فرد از افسردگی قبلی كاملا بهبود نیافته باشد. اگر افسردگی در اواخر عمر رخ داده باشد. |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
|
#5 (permalink) | |||||||||||||||||||
|
معاونت باشگاه
|
علایم جسمانی افسردگی علايم جسماني افسردگي بيشتر ما نسبت به علايم هيجاني افسردگي مانند احساس نااميدي، غمگيني، تحريكپذيري يا اضطراب، احساس گناه يا بيارزشي، كاهش علايم و انگيزههاي زندگي، اشكال در تصميمگيري تفكر در مورد مرگ يا خودكشي و ... تا حدودي آگاهي داريم اما ممكن است نسبت به علايم جسماني ناشي از افسردگي بياطلاع باشيم. در زير به برخي از مشكلات و علايم جسماني بخشهاي مختلف بدن اشاره ميشود. سر و گردن مشكلاتي مانند سردرد، خستگي و گرفتگي گردن و سرگيجه ممكن است دلايل بيشماري از قبيل استرس و تنش داشته باشد. اگر ضربهاي به سر شما وارد نشده باشد يا به طور معمول به سردرد مبتلا نباشيد، سردرد، گرفتگي و دردهاي گردن شما ميتواند علامتي از افسردگي باشد. اگر شما مستعد افسردگي باشيد، در هنگام افسردگي سردردتان بدتر ميشود. افسردگي باعث تأكيد بيشتر فرد بر موارد منفي ميگردد (اين مسأله يكي از علايم افسردگي است) فرد افسرده درد را شديدتر از حالت عادي احساس ميكند. گرچه تعداد كمي از سردردها، مربوط به بيماريهاي كشنده ميباشند، اما اگر سردرد شما بسيار شديد و يا با علايمي مانند تهوع و استفراغ همراه باشد بلافاصله به پزشك خود مراجعه كنيد. از ديگر علايم شايع افسردگي بيخوابي است كه ميتواند باعث ايجاد كمبود انرژي و كندي حركتي بدن شود و به شكلي كه روز را به شب رساندن به عملي طاقتفرسا تبديل ميشود. اگر شما در زندگيتان استرس داريد آن نيز ميتواند تأثيرات جسماني برايتان داشته باشد. در مجموع استرس و افسردگي ميتوانند به خستگي و بيخوابي منجر گردند. ثبت روزانه علايم در يك دفترچه يادداشت ميتواند به شما در شناسايي الگويتان و درك آنچه ممكن است باعث شروع علايمتان باشد كمك نمايد. سينه دردهاي سينه، تپش قلب، دردهاي كتف و سرشانه ميتوانند از علايم افسردگي و اضطراب باشند كه متخصصين، آن را (افسردگي مضطرب) مينامند در صورت وجود اين علايم بايد مشكلات قلبي بررسي شوند و اگر مشكل قلبي مطرح نباشد اين علايم ميتواند مربوط به سوزش سردل، افسردگي و يا اضطراب باشد. مطالعات نيز نشان ميدهند يك ارتباط پيچيده و بيولوژيك بين اضطراب، افسردگي و قلب وجود دارد. افسردگي خطر بيماري قلبي را افزايش ميدهد يكي از دلايل اين است كه افسردگي باعث تغييرات بيولوژيك ميشود كه بر لخته شدن خون و ديگر عوامل مرتبط قلبي اثر ميگذارد و ميتواند عواملي را كه به مشكل قلبي منجر ميگردند، تشديد نمايد. استرس يا حمله پانيك نيز ميتواند باعث ترشح هورمونهاي استرس مانند كورتيزول (كه بخشي از ترشح آن از واكنشهاي طبيعي بدن محسوب ميگردد) شود كه اين هورمونها علايمي مانند سينه درد، تپش قلب و كتف دردي ايجاد ميكند كه ظاهراً مانند يك حمله قلبي احساس ميشود. اين افزايش ناگهاني هورمونهاي استرس نيز خطر مشكلات قلبي را افزايش ميدهد. دست و بازوان در صورت بروز درد در انگشتان و دست، ابتدا مشكل آرتروز به ذهن ميرسد در صورتي كه اين دردها ميتواند از علايم افسردگي باشد. افسردگي به روي همان مسيرهايي كه در انتقال پيامهاي درد درگيرند، تأثير گذار ميباشد. بنابر اين بروز دردهاي خفيف يا دردهايي در مفاصل ميتواند از علايم افسردگي باشد. شكم مشكلات گوارشي، دردهاي معده و تغييرات در اشتها ميتواند علل مختلفي از قبيل زخم روده، برگشت غذا به مري، سنگ صفرا، مشكلات رژيمي، ورزش نكردن يا استرس داشته باشد. اما ميتواند از علايم افسردگي نيز باشد. وقتي مردم افسرده هستند گاهي دچار مشكلات گوارشي مانند تهوع و يبوست ميشوند. بخشي از آن به اين دليل ميباشد كه روده، همانند مغز داراي گيرندههاي سرتونين و نوراپي نفرين ميباشد. در مجموع نگراني،اضطراب و استرس ميتوانند منجر به مشكلات رودهاي گردند. افزايش يا كمبود اشتها در افراد افسرده نيز ميتواند منجر به كندي عملكرد رودهها و نهايتاً باعث مشكلات شكمي گردد. پاها اگر مشكلات پا بر اثر صدمات، كشيدگي يا رگ به رگ شدن نباشد ميتواند با افسردگي و دردهاي جسماني ناشي از آن مرتبط باشد. افسردگي توجه فرد را به دردهاي خفيفي كه تا كنون ناديده گرفته ميشدند معطوف ميدارد و اين درد و ناراحتي، را افزايش ميدهد. افسردگي همچنين ميتواند ناراحتيهاي مشابهي را ايجاد كند. بخشي به اين دليل كه افراد افسرده انگيزهاي براي ورزش كردن ندارند بدنشان ضعيف ميشود و اين وضعيت زمينه را براي درد بيشتر مستعد ميسازد. پشت تقريباً همه افراد زماني در طول دوره زندگي خود گرفتگيهاي عضلاني را تجربه كردهاند. برخي از دردها و اسپاسمهاي خفيف كه ناشي از صدمات فيزيكي نباشند ميتوانند از علايم افسردگي محسوب گردند. افراد افسرده بيشتر به دردهاي آزاردهندهاي كه تا كنون ناديده گرفته ميشدند، توجه دارند و آنها را تشديد مينمايند. شايد به اين دليل كه افراد افسرده انگيزهاي براي ورزش ندارند، اين وضعيف با تضعيف بدن زمينه را براي درد بيشتر فراهم مينمايد. به نظر ميرسد افسردگي با عدم تعادل شيميايي در مغز مرتبط باشد. اين مسئله در اين كه شما درد را چگونه احساس ميكنيد نقش مهمي دارد. برخي از متخصصين معتقدند كه افسردگي ميتواند در شما به نسبت سايرين دردهاي متفاوتي ايجاد كند. در بيشتر موارد درمان افسردگي از طريق رواندرماني يا دارو درماني و يا تركيبي از اين دو مشكل جسماني شما را حل خواهد كرد. شما در بيان وضعيت خود به پزشك حتماً علايم جسماني را مد نظر داشته باشد. اين علايم نيز به درمان نياز دارند. براي مثال اگر شما بيخوابي داشته باشيد، پزشك با تجويز يك داروي ضد اضطراب به شما كمك ميكند، با آرامش و راحتتر بخوابيد. زماني كه درد و افسردگي با هم تظاهر مينمايند گاهي تسكين درد شما به افسردگيتان كمك مينمايد و بالعكس. برخي از داروهاي ضد اضطراب از قبيل fluoxetin و citalopram ممكن است به دردهاي مزمن شما كمك نمايند. همچنين ديگر درمانها مانند رواندرماني شناختي رفتاري ميتواند شيوههاي مقابله با دردهايتان را به شما آموزش دهد و در بهبود آنها مؤثر باشد. انستيتو روانپزشكي تهران |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
|
#6 (permalink) | |||||||||||||||||||
|
معاونت باشگاه
|
يكي از شاخههاي آگاهي به جسم، آگاهي به اندازه زيبايي فردي است كه هر كس بايد از آن برخوردار باشد و براي اين آگاهي آينه بسيار لازم است چيزي كه بسياري از آقايان آن را فراموش كرده اند! در واقع ظاهر عمومي خود را فراموش كرده اند. برعكس خانمها به ظاهر خود بسيار توجه ميكنند. خانمها به علت بصيرت به خود، چه در بخش روان و چه در بخش جسم، به ملاحظه كوچكترين علامت به پزشك مراجعه ميكنند. خانمها افسردگي و اضطراب را نيز خيلي زود متوجه ميشوند ولي آقايان بيش از خانمها به روان خود تسلط دارند و بدين دليل آقايان توان سازگاري بيشتري با محيط دارند. اگر ما بتوانيم مطابق شرايط به شايستگي زندگي كنيم، در واقع علامت مهمي از سلامتي روان خود را به نمايش گذاشته ايم. اگر ارتباط ما با مردم مطابق روحيات آنها تنظيم گردد، صفت تمدن در رفتار ما به ثبوت رسيده است.
|
|||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
|
#7 (permalink) | |||||||||||||||||||
|
معاونت باشگاه
|
هر فردي گاهي دچار علايم افسردگي ميشود كه ميتواند گذرا باشد اما وقتي اينعلايم به قدري شديد باشند كه جلوي فعاليت طبيعي را بگيرند و بيش از يك هفته طولبكشند بايد نام بيماري افسردگي بر آن نهاد. در اين بيماري فرد هيچ لذتي اززندگي نميبرد، تمايل به تنها بودن دارد، انگيزهاي براي زندگي ندارد. تحملناكامي ندارد. ميل جنسي كاهش يافته است. در اكثر موارد اختلال خواب دارد. بياشتهاست و كاهش وزن پيدا ميكند (گاه پرخوري و افزايش وزن دارد). از علايمديگر احساس بيارزشي و گناه، كاهش تمركز، افكار تكرار شونده مرگ، افكار يااقدام به خودكشي، سطح انرژي پايين و خستگي زودرس، اختلال قاعدگي و احساس غمگينيو پوچي است.
|
|||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
|
#8 (permalink) | |||||||||||||||||||
|
معاونت باشگاه
|
علايمبيماري افسردگي در صبحها شديدتر است. اين بيماري قابل درمان است و دارو درمانيتوام با روان درماني مؤثر است. بيمار بايد با افكار منفي و افسرده كننده مبارزهكند، حتيالامكان در جمع باشد، به مهماني برود، ورزش كند، كارهايي كه برايش لذتبخش استانجام دهد. اگر افسردگي بر اثر اتفاق خاصي ايجاد شده است آنرا تجزيه و تحليلكند و با آن منطقي برخورد كند به جنبههايمثبت قضايا توجه كند.
اگر علايم اضطراب بيش از يك ماه طول بكشد آن را بيماري ميدانند و به آن اختلالاضطرابي ميگويند. فرد مضطرب دچار تعريق، طپش قلب، احساس ترس، اشكال در تمركز،لرزش، خشكي دهان، تنش عضلاني، احساس تنگي نفس، تكرر ادرار، اسهال و اشكال دربلع ميباشد. سردرد، كمردرد، خستگي پذيري، بيخوابي، گوش به زنگ بودن مفرط وكاهش ميل جنسي هم از علايم اضطراب است. درمان دارويي و رفتار درماني موثرميباشد. يكي از دلايل اضطراب چگونگي برداشت مردم از خود و برداشت ديگران ازآنهاست. فلذا نسبت به فكر و عقيده مردم كمي بيتفاوت شويد و براي درمان اقدامكنيد. |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
|
#9 (permalink) | |||||||||||||||||||
|
معاونت باشگاه
|
چه کنیم تا افسرده نشویم.؟
افسردگی میتواند باعث شود فرد به طور غیرمعمول برای چند هفته یا بیشتر احساس اندوه،بیارزشی، بیعلاقگی به فعالیتهایی که قبلا از آن لذت میبرد و بیقراری کند و حتی به فکر خودکشی بیفتد. افسردگی بیماری جدی است که نیاز به درمان بوسیله پزشک متخصص اغلب با ترکیبی از درمان دارویی و رواندرمانی دارد. این نکات را در مواجهه با افسردگی در نظر داشته باشید: • برنامهای واقعگرایانه برای خود تنظیم کنید. هنگامی که حالتان در حال بهتر شدن است، انتظار نداشته باشید که بتوانید برنامه کامل روزانهتان را به طور مرتب انجام دهید. • سعی کنید افکار منفی مانند احساس شکست یا تقصیر را که افسردگی باعث ایجاد آنها میشود باور نکنید - این افکار با فروکشکردن افسردگی باید تسکین پیدا کند. • در فعالیتهایی که باعث می شود احساس خوبی نسبت به خود پیدا کنید و از آنها لذت می برید شرکت کنید. • هنگامی که در حالت افسردگی هستید، سعی کنید از گرفتن تصمیمات عمده در زندگی اجتناب کنید. اگر مجبور به انجام این کار هستید از دوستان معتمد یا اعضای خانوادهتان کمک بگیرید. • از مصرف الکل یا داروهایی که پزشک تجویز نکرده است خودداری کنید، چرا که ممکن است با داروهای ضد افسردگی تداخلهای وخیمی را پیدا کنند، یا افسردگی را بدتر کنند. • تا جایی که ممکن است ورزش کنید ـ دست کم 30 دقیقه در روز چهار تا شش بار در هفته. |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
|
#10 (permalink) | |||||||||||||||||||
|
معاونت باشگاه
|
ابتکار جراح ایرانی در استفاده از الکترودهای مغزی برای درمان افسردگی
دکتر علی رضایی از جراحان اعصاب برجسته آمریکا گفت: در نظر داریم با استفاده از الکترودهای مغزی به درمان افسردگی و صرع بپردازیم. تحریک الکتریکی بخش های خاصی از مغز با استفاده از الکترودهای کاشته شده در مغز می تواند کمک قابل توجهی به بیماران افسرده کند. این یافته ها که در دو مطالعه اخیر صورت گرفته منتشر شده اند نشان می دهند که تحریک عمیق مغزی که تا کنون به آن به عنوان شیوه ای کاربردی در جراحی ها و درمان پارکینسون نگاه می شده است، می تواند گزینه ای برای درمان افسردگی در افسرده ها باشند. دکتر علی رضایی از جراحان اعصاب برجسته آمریکا در کلیولند اوهایو گفت: این تکنیک جدید درمان امیدوار کننده ای محسوب می شود و می توان برای درمان افسردگی رام نشدنی پزشکی روی آن حساب کرد. دکتر رضایی که در یکی از دو مطالعه اخیر حضور داشته نسبت به این تکنیک جدید و تاثیرگذاری آن امیدوار است. بر اساس گزارش تکنولوژی ریویو، با این حال پزشکان و جراحانی که در این مطالعات حضور داشته اند، هشدار می دهند که هنوز باید بررسی های کلینیکی بیشتری با هدف شناخت اثرات کوتاه مدت و بلند مدت این تکنیک جدید صورت گیرد. در حال حاضر تحریک مغزی به شیوه درمانی همه گیری برای مقابله با پارکینسون و سایر اختلالات حرکتی تبدیل شده است. پس از موفقیت دانشمندان در استفاده از این تکنیک در مقابله با پارکینسون بوده که اکنون ایده درمان افسردگی و صرع با استفاده از این روش به فکر آنها خطور کرده است. در مطالعه ای دیگر محققان در دانشگاه بن آلمان بخشی از مغز را که معمولا بخش لذت مغز نامیده می شود مورد هدف قرار دادند. این منطقه که بخش مرکزی از سیستم پاداش دهی مغز است، به نکات لذت آوری نظیر غذا خوردن پاسخ می دهد. توماس شالفر محقق اصلی این مطالعه گفت: یکی از عوامل شکل گیری افسردگی عدم کارکرد مغز در این بخش ( بخش لذت مغز ) است و برای درمان این اختلال می توان روی این بخش کار کرد. |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
|
#11 (permalink) | |||||||||||||||||||
|
معاونت باشگاه
|
درمان افسردگی می تواند سر درد بیماران را کاهش دهد.
نتایج مطالعات جدید محققان، نشان می دهد داروی ضد افسردگی برای برخی بیمارانی که غالبا دچار سر دردهای عصبی می شوند، مفید است. به گزارش سلامت نیوزبه نقل از وب مد، محققان این دارو را بر روی بیمارانی که بیش از پنج بار در ماه دچار سردردهای عصبی می شدند بررسی کردند و 60 شرکت کننده به طور تصادفی تحت درمان قرار گرفتند. در پایان 12 هفته، آزمایش میانگین کاهش تعداد روزهای سردرد در گروه دریافت کننده داروی ضد افسردگی در مقایسه با گروه دریافت کننده ماده بی اثر به میزان قابل ملاحظه ای بیشتر بود. در مورد مجموع ساعات درد و شدت آن نیز، با این درمان بهبود بیشتری مشاهده شد اما تفاوت ها از نظر آماری چندان قابل ملاحظه نبود. متخصصان علت این امر را در ارتباط فکری و جسمی افراد با یکدیگر می دانند. چرا که وقتی افراد دچار افسردگی می شوند فکرهای آزار دهنده و ناراحت کننده و نگران کننده قرار می گیرند. با تراکم و انباشت این گونه افکار و بعضا به وقوع پیوستن آنها، شدت و فشار درد در سر زیاد شده و با توجه به ارتباط جسم و فکر به صورت سر درد خود را نشان می دهد. پس با درمان افسردگی می توان از بروز این گونه سر دردها نیز جلوگیری نمود. |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
|
#12 (permalink) | |||||||||||||||||||
|
معاونت باشگاه
|
آمارهای افسردگی
طبق آخرین آمارهای ارائه شده از هر 5 نفر در طول روز 2 نفر به پزشکان عمومی مراجعه می کنند که مشکل افسردگی دارند. تعداد زنان افسرده طبق آمارها 2 برابر مردان گزارش شده است اما این در حالیست که میزان هر 2 جنس را یکسان می دانند چرا که گفته می شود زنان بخاطر بروز احساساتشان آمار بیشتری را داده اند و مردان بدلیل اینکه تودار تر هستند میزان افسردگی شان گزارش نمی شود. |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
|
#13 (permalink) | |||||||||||||||||||
|
معاونت باشگاه
|
علائم افسردگی شامل 2 دسته هستند
در اصطلاح روانشناسی یا همگی در سطح هایپر (hyper) هستند یا در سطح (hypo) یعنی یا همگی در سطح بالا قرار دارند یا پایین. بعنوان مثال نشانه های بالا رفتن (hyper ) 1- پر خوابی 2- پر خوری 3-پر اشتهایی 4- افزایش وزن و ....... و در سمت مقابل دقیقا عکس این حالات در سطح hypo رخ می دهد یعنی : 1- کم خوابی 2- کم خوری 3- کم اشتهایی 4- کاهش وزن 5- گوشه گیری اما نکته ای که در هر دو مشترک هست همین گوشه گیری است. |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
|
#14 (permalink) | |||||||||||||||||||
|
معاونت باشگاه
|
افسردگي در زنان در تمامي جوامع دنيا، زنان بيش از مردان دچار افسردگي مي شوند. اين اختلاف مي تواند ناشي از عوامل گوناگون زيستي، روان شناختي، محيطي، فرهنگي و يا ترکيبي از آنها باشد. به لحاظ زيستي اين اختلاف ممکن است به علت مصرف داروهاي رژيمي، آرام بخش ها، قرص هاي ضد بارداري، مصرف دخانيات و الکل باشد که ميزان ترشح انتقال دهنده هاي عصبي را مختل مي کند. از طرف ديگر، زنان ممکن است به دليل تداخل عمل هورمون هاي جنسي بدن شان مستعد ابتلا به افسردگي باشند. به لحاظ روان شناختي نيز اين احتمال وجود دارد که زنان تمايل بيشتري دارند که مشکلات خود را بپذيرند و درصدد درمان آنها برآيند. به لحاظ فرهنگي و اجتماعي نيز زنان بيشتر از مردان مي کوشند تا ارتباط خود را با ديگران توسعه دهند و حفظ کنند، اما در فرهنگي که به استقلال و خودکفايي بها مي دهد، تمايل به دلبستگي نوعي ضعف تلقي مي شود و همين امر، يعني ناهماهنگي بين رفتارهاي زنان و ارزش هاي فرهنگي منجر به کاهش عزت نفس و حس ارزشمندي در زنان مي شود. در برخي موارد نيز اين طور به نظر مي رسد که زنان بيش از مردان علايم و شکايات خود را از افسردگي بيان مي کنند و يا آنکه مردان در برابر مشکل افسردگي خود بيشتر مقاومت مي کنند و راه حل هاي ديگري غير از مراجعه به پزشک براي درمان خود برمي گزينند. به لحاظ محيطي نيز، زنان بيش از مردان در معرض انواع استرس ها و اضطراب هايي قرار مي گيرند که تاثير خود را بر سيستم عصبي آنان و هورمون هاي بدن شان مي گذارد. تجربه هاي روزمره نيز مي توانند همچون شوک ها و فشارهاي عصبي مولد استرس باشند و موجب ابتلاي افسردگي بيشتر در زنان- نسبت به مردان- شوند. افسردگي بر جسم و ذهن فرد تاثير مي گذارد. فرد افسرده احساس درماندگي، نااميدي و يأس فراوان مي کند. او علاقه اش را به تمامي فعاليت هايي که موجب شادماني اش مي شود به تدريج از دست مي دهد؛ ميل به خوردن در او کاهش مي يابد، دچار بي خوابي مي شود، تمرکز حواس و توجه اش را نسبت به امور عادي روزانه از دست مي دهد و در بدترين حالت به مرگ و نيستي فکر مي کند. افسردگي داراي طيف وسيعي از خلق پايين تا افسردگي مزمن است. افسردگي مزمن داراي علايمي از کمبود انرژي و توان جسماني، بدبيني، حس عدم ارضا و احساس نااميدي شديد است. فردي که از افسردگي شديد در رنج است، ممکن است در طول يک سال دو بار تجربه افسردگي کوتاه مدت داشته باشد. پژوهشگران دريافته اند، زناني که دچار افسردگي مزمن مي شوند، بيشتر در معرض خطر پوکي استخوان قرار مي گيرند، زيرا مجبور به مصرف داروهايي هستند که بر بافت استخواني آنها تاثيري منفي مي گذارد. علاوه بر آن، افسردگي مي تواند عاملي براي ابتلا به بيماري مزمني مثل ديابت، ناراحتي هاي قلبي- عروقي و... شود. افسردگي پس از زايمان يکي از رايج ترين احساس هايي است که اغلب زنان بعد از تولد نوزاد در خود حس مي کنند. اختلالات افسردگي، نوسانات خلقي و هيجان هاي مکرر و استرس آور اين دوران کاملاً طبيعي و عادي و البته موقت است. هر چند براي برخي از زنان علايم قدري پايدارتر، جدي تر و طولاني تر است، اما معمولاً بين 6 - 3 هفته بعد از زايمان به تدريج کاهش مي يابد و به ندرت طولاني مدت (براي مثال يک سال) مي شود. تقريباً 15 درصد از زناني که زايمان دارند، علايمي از افسردگي بعد از زايمان از خود نشان مي دهند. چنانچه اين اختلال در مادر ماندگار بماند، مي تواند تاثيري بسيار منفي بر روابط با کودک و توانايي نگهداري از او گذارد. علايم بايد هر چه زودتر براي بررسي دقيق تر با پزشک معالج، درميان گذاشته شود. سندرم پيش از قاعدگي؛ افسردگي ناشي از پريودهاي ماهيانه نيز يکي ديگر از افسردگي هاي رايج در بين زنان است که معمولاً در بين روزهاي 10- 7 پريود به طور کوتاه مدت ظاهر مي شود. علت اصلي اين نوسان خلقي ترشح هورمون هاي زنانه است که موجب برهم خوردن تعادل خلق و خوي آنها مي شود. اين سندرم در 7 - 5 درصد زنان مشاهده مي شود و داراي علايم بسيار گوناگوني است. در برخي به صورت بي حوصلگي، خلق پايين و گرفتگي و در برخي ديگر همراه با دردهاي جسماني (مثل سردردهاي شديد ميگرني) گزارش مي شود. افسردگي هاي فصلي نيز گاهي به صورت غمگيني، نااميدي و در خود فرورفتگي گروهي از زنان را به خود مبتلا مي کند. حدود 3 - 1 درصد از زنان در فصل زمستان دچار افسردگي هاي کوتاه مدت و گذرا مي شوند. پژوهشگران بر اين باورند که تغييرات هورموني و بيوشيميايي مغز در بدن برخي زنان در فصل زمستان موجب بروز اختلال افسردگي در آنان مي شود که به تدريج نيز با پايان فصل زمستان و آغاز فصل بهار از بين مي رود. اين افراد بيش از سايرين در معرض ابتلا به افسردگي باليني هستند. اختلال افسردگي دو قطبي نيز يکي ديگر از انواع اختلالات افسردگي است که علايمي از شيدايي - افسردگي حاد در طول دوره اي مشخص دارد. زماني که فردي در چرخه افسردگي به سر مي برد، تمامي علايم خلق پايين (مثل کمبود اشتها، بي خوابي، احساس درماندگي و عدم لذت) را دارد و زماني که در چرخه شيدايي به سر مي برد، تمامي علايم شيدايي را (مثل پرحرفي، هجوم افکار، افزايش توان جسمي، فعاليت زياد و پرانرژي بودن) از خود نشان مي دهد. زناني که دچار اختلال دو قطبي مي شوند، معمولاً چرخه افسردگي طولاني تري دارند. افسردگي هاي دوران يائسگي؛ در اغلب زنان، يائسگي مي تواند همراه با علايمي از تغيير خلق و خو، حساسيت هاي بيش از حد، تزلزل روحيه و خستگي باشد. اين نوع از افسردگي مي تواند ناشي از تغييرات غدد داخلي در ميانسالي و يا باورهاي منفي و دروني شده زنان درباره عدم باروري آنان باشد. در مطالعات گوناگوني مشخص شده است که افسردگي ناشي از يائسگي در قشر تحصيلکرده زنان و آنهايي که ازدواج نکرده بودند، کمتر مشاهده مي شود. علايم تشخيص افسردگي در زنان تاکنون پژوهشگران نتوانسته اند علت اصلي بروز افسردگي را در افراد شناسايي کنند. نارسايي هاي هورموني (عدم تعادل هورمون هاي مترشحه از قسمت هاي مختلف مغز مثل سوتونين، دوپامين، نوراپي نفرين)، عوامل ژنتيکي و سابقه خانوادگي، عوامل محيطي (زناني که مواد مخدر مصرف مي کنند، زناني که مورد تجاوز قرار مي گيرند، زناني که همسران شان فوت مي کنند و يا از همسران خود جدا مي شوند) و عوامل فرهنگي گوناگوني مي توانند علت افسردگي هاي زنانه باشند. از آن جايي که افسردگي تا حدي رايج است، هر فردي ممکن است علايم اوليه افسردگي را بشناسد و يا خود شخصاً آن را تجربه کرده باشد. متاسفانه فقط حدود 50 درصد از علايم اوليه افسردگي قابل شناسايي و درمان هستند و زنان در اين بين شايد نتوانند اين علايم را در خود به وضوح تشخيص دهند. علايم عمده افسردگي شامل؛ جنبه هاي عاطفي (خلق غمگين و احساس بي ارزش بودن) جنبه هاي شناختي (کاهش احترام به خويشتن و منفي نگري نسبت به خود و آينده خود) جنبه هاي انگيزشي (عدم تحرک و بي انگيزگي براي انجام دادن کارها و فعاليت هاي روزمره) جنبه هاي رفتاري (اختلالات مربوط به خوردن مثل پرخوري، بي اشتهايي و اختلالات خواب مثل بي خوابي، خواب آلودگي عدم علاقه به روابط جنسي، احساس خستگي و عدم تمرکز) است. زماني که پزشک عمومي در مرحله اول نسبت به اختلال افسردگي شخصي دچار شک شود، ابتدا از او مي خواهد با يک روانپزشک يا روانشناس باليني مشاوره اي داشته باشد. از جمله پرسش هاي اوليه اي که ممکن است يک متخصص بهداشت رواني از بيمار بپرسد، عبارت است از؛ - آيا مدت زيادي است که احساس غم و اندوه مي کني؟ - آيا مرتب گريه مي کني؟ - آيا اخيراً تجربه هاي دردناک عاطفي داشته اي؟ - آيا دچار عدم تمرکز حواس شده اي؟ - آينده را چطور مي بيني؟ - آيا دچار اشکال در تصميم گيري شده اي؟ - آيا علاقه ات را به آنچه که در گذشته برايت مهم بوده است، از دست داده اي؟ - آيا دچار خستگي و بي حالي مي شوي؟ - آيا احساس شکست و گناه مي کني؟ - آيا به مرگ و نيستي فکر مي کني؟ زماني که اين گونه علايم حدود شش ماه در فرد به صورت پايدار مشاهده شود، او را مستعد ابتلا به افسردگي مي دانند و اگر حداقل 5 نشانه از علايم زير را در مدت حداقل دو هفته داشته باشد، مي توان او را افسرده باليني تشخيص داد. اين علايم عبارتند از؛ 1- داشتن خلق افسرده در طول روز و يا بيشتر اوقات روز 2- عدم توانايي از لذت بردن اوقات شادي بخش زندگي 3- افزايش و يا کاهش قابل توجه اشتها، وزن و يا هر دو 4- اختلال در خواب مثل بي خوابي، خواب آلودگي در طول روز و يا پرخوابي 5- داشتن علايم جسماني مثل سردرد، سرگيجه و دل درد که هيچ علامت بهبودي نيز در قبال خوردن داروهاي مسکن نشان نمي دهد. 6- نداشتن ميل جنسي 7- احساس بي علاقگي، بي حوصلگي و کسالت شديد 8- فقدان انرژي (خستگي ممتد در طول روز) 9- احساس گناه و بي ارزش بودن در تمام شرايط 10- گريه کردن هاي طولاني مدت 11- عدم توانايي در تمرکز حواس (تقريباً در تمام طول روز) 12- داشتن افکار منفي درباره مرگ و نيستي بديهي است زماني که فردي سوگوار است، تمامي علايم و يا بخشي از علايم بالا را داشته باشد، اما براي تشخيص افسردگي، فرد بايد اين علايم را 6 - 3 ماه به طور پيوسته و بدون کاهش و بهبودي داشته باشد. به بياني ديگر، فرد سوگواري که اين علايم را بيشتر از 6 ماه در خود داشته باشد، بايد براي درمان هاي لازم به پزشک و متخصص بهداشت رواني مراجعه کند. |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
|
#15 (permalink) | |||||||||||||||||||
|
معاونت باشگاه
|
افسردگي در زنان(قسمت دوم) روش هاي درمان افسردگي افسردگي مزمن مي تواند بر اعمال حياتي بدن و سيستم ايمني آن، مثل فشارخون ، ضربان قلب، ترکيبات هورموني بدن و... تاثيري منفي گذارد. تقريباً 15 درصد از افراد مبتلا به افسردگي درصدد درمان خود بر نمي آيند. آنها بر اين باورند که هيچ کس و هيچ چيز نمي تواند به آنها کمک کند. اغلب زناني که مبتلا به اختلال افسردگي هستند، خودشان را افسرده و مغموم نمي دانند؛ زيرا برخي از علايم افسردگي با ديگر بيماري ها مشترک است و اغلب ناشناخته باقي مي ماند. در حالي که زماني که فرد افسرده نتواند دست از خلق افسرده خود بردارد و اجازه دهد احساس نااميدي و غم بر زندگي روزمره اش سايه افکند، تا حدي که تمام جنبه هاي زندگي او را تحت تاثير قرار دهد، بايد درصدد يافتن راهي براي درمان و بهبودي خود باشد. اولين اقدامي که پزشک متخصص در اين زمينه انجام مي دهد، تشخيص بين افسردگي مزمن (شديد) و خلق افسرده (خفيف) است. اگر افسردگي فرد در حد پاييني باشد، احتمال دارد با تجويز داروهاي ضدافسردگي، روان درماني و مشاوره هاي روانشناسي افسردگي او بهبود يابد، و اگر افسردگي او شديد تشخيص داده شود، ممکن است پزشک متخصص يک دوره درمان هاي روانپزشکي و روانشناسي را توام با بستري شدن فرد در بيمارستان تجويز کند. پژوهش ها نشان مي دهند که بيماراني که در مراحل ابتداي ابتلا به مراکز روان درماني مراجعه کرده اند تا 70 درصد بهبودي کامل داشته اند. متاسفانه گروهي از بيماران به پزشک متخصص مراجعه نمي کنند و همين امر موجب مي شود تا افسردگي آنها درست تشخيص داده نشود. علاوه بر آن، آنان داروهايي دريافت مي کنند که گاه عوارض جانبي آنها موجب بروز اختلال هاي ديگري در بدن شان مي شود. بسيار مهم است، زماني که بيمار براي درمان مشکلش به پزشک مراجعه مي کند علايم بيماري خود را درست براي او بازگو کند تا پزشک نيز بتواند تشخيصي درست بدهد. اغلب بيماراني که به افسردگي مزمن مبتلا هستند، به دارو درماني و روان درماني پاسخ مثبت مي دهند و طي 4-3 ماه درمان تا 80-70 درصد بهبودي پيدا مي کنند. روان درماني به تنهايي براي افسردگي هاي خفيف مي تواند موثر باشد. دو روش روان درماني (درمان هاي شناختي - رفتاري و درمان هاي فردي) به همراه داروهاي ضدافسردگي مي توانند اثرات درماني بالايي بر بيماران افسرده باليني گذارند. پيشگيري از افسردگي از جمله روش هاي موثر مقابله با بروز افسردگي و حفظ بهداشت رواني افراد، شيوه هاي خودياري هستند که عبارتند از؛ 1- انجام ورزش هاي ايروبيک (هوازي) مثل قدم زدن، آهسته دويدن، کوهنوردي و... است که مي تواند خلق و خوي فرد را تا حد چشمگيري افزايش دهد. انجام اين ورزش ها به ويژه به زناني که از افسردگي خفيف و ملايمي در رنج هستند، توصيه مي شود. ورزش هاي ديگري مثل برداشتن وزنه هاي يک کيلوگرمي موجب تنفس بهتر، افزايش اشتها، خواب، کاهش خلق گرفته و احياي احساسات و هيجانات شادي بخش در فرد مي شود. لازم به توضيح است که قبل از آغاز هر گونه ورزش جديدي بهتر است با پزشک معالج تان مشورتي انجام دهيد. 2- مشورت کردن؛ مشکلات عادي و روزمره خود را با کمک يک دوست، همسر و يا مشاور بررسي کنيد. سعي کنيد منابع استرس آور خود را بشناسيد و درصدد رفع آنها برآييد. چنانچه احساسات و هيجان هاي دروني خود را مورد موشکافي قرار داديد و توانستيد عامل اصلي نگراني ها و ناراحتي هاي خود را شناسايي کنيد، از شيوه هاي مختلفي که براي کاهش خلق و خوي افسرده پيشنهاد مي شود، استفاده کنيد. 3- صحبت کردن با خود؛ در برخي موارد گفت وگوهاي دروني فرد با خودش مي تواند به او در شناخت مشکل اصلي کمک کند (تنها بايد توجه داشته باشيد که لحني انتقادآميز، غيرواقع بينانه و منفي نسبت به خود و رفتارهايتان نداشته باشيد). سعي کنيد بر نقاط قوت خود، توانايي ها و اهدافي که قصد داريد به آنها برسيد تمرکز داشته باشيد. 4 - نوشتن و به تحرير درآوردن؛ درباره مشکلات و آنچه که موجب ناراحتي تان مي شود، بنويسيد. در خيلي از موارد نوشتن احساسات دردناک و آزرده کننده موجب آرامش روحي افراد مي شود. براي شروع مي توانيد ابتدا وقايعي را که در طول روز و يا هفته شما را افسرده و غمگين مي کند، بنويسيد. اگر تجربه احساسي منفي و يا مثبتي داشته ايد، سعي کنيد جزئيات مختلف آن را و تاثيري که بر شما گذاشته است بررسي کنيد و سپس با تجزيه و تحليل نوشته هاي خود و مفاهيمي که به کار برده ايد، علت اصلي ناراحتي و يا شادي خود را تشخيص کنيد. 5 - خودياري و کمک گرفتن از گروه هاي حمايتي؛ درباره مشکل خود با ديگر افرادي که مشابه شما هستند صحبت کنيد. در اين گونه گروه هاي حمايتي سعي مي شود با صحبت کردن با افراد و بررسي دقيق مشکل شان، شرايطي را که موجب ناراحتي و افسردگي آنان مي شود شناسايي و موجب کاهش تاثيرات آن بر فرد را فراهم آورد. 6 - مراجعه به مشاور؛ اگر فردي از بودن شرايط و موقعيت خاصي دچار علائم آشکار افسردگي مي شود، مي تواند قبل از آنکه اوضاع وخيم تر شود، درباره مشکلش با يک مشاور و يا روانشناس صحبت کند. چه کارهايي بايد کرد؟ به مواردي که ممکن است ناشي از احساس غم، ناراحتي و حتي خشم باشد که بتواند موجب افسردگي در شما شود، خوب فکر کنيد. برخي از اين موارد عبارتند از؛ بي خوابي، بي اشتهايي، بدغذايي، استرس، غم و اندوه، سوگواري، مصرف سيگار، الکل و برخي داروها. سعي کنيد تغييراتي در برنامه روزانه خود بدهيد و عواملي که موجب سلامت و بهداشت رواني تان مي شود (مثل تغذيه سالم، خواب کافي، ورزش و فعاليت بدني) را جايگزين عوامل استرس آور و ملال انگيز (مثل انزواطلبي، مسئوليت پذيري بيش از اندازه و بي تحرکي) کنيد. اجازه دهيد اعضاي خانواده و دوستان و آشنايان به شما کمک کنند. |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| مورد, چيز, همه, افسردگی |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
(View-همه)
آمار اعضایی که از این موضوع بازدیدکرده اند: 6
|
|
| a r m a n, chemist, DEMI_MAN09, hamedmtb, ripek, مسعود وحیدزا |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | تالار | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| قانون ماليات بر ارزش افزوده | مژگان | دانستنيهاي حسابداري | 1 | 12-24-2009 09:52 PM |
| مباني علمي اعاده دادرسي مدني از احكام شوراهاي حل اختلاف | Borna66 | مقالات و پایان نامه ها | 0 | 05-14-2009 12:57 AM |
| بیع زمانی | Borna66 | مقالات و پایان نامه ها | 1 | 05-13-2009 08:24 PM |
| موانع فراروي مديريت اسلامي در جامعه ايران | Borna66 | مقالات و پایان نامه ها | 1 | 05-03-2009 01:26 AM |
| کنترل بیولوژیک آفات | Borna66 | مقالات و پایان نامه ها | 0 | 04-30-2009 01:07 AM |