باشگاه دانشجویان پیام نور

 

 



تبليغات


بازگشت   باشگاه دانشجویان پیام نور > علم و هنر > دانستنیها > مطالب جالب و خواندني

پاسخ
Share/Bookmark
 
LinkBack ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 02-22-2010, 05:20 PM   #1 (permalink)

مژگان

سرپرست ارشد

مژگان آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: مشهد
رشته تحصیلی: حسابداری
نوشته ها: 7,327
تشکر كرده: 719
2,838 بار در 1,875 پست از ایشان تشکر شده است
New6 پنج حکایت کوتاه فوق العاده خواندنی

[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]


حکایت اول :
مهندسي بود كه در تعمير دستگاه هاي مكانيكي استعداد و تبحر داشت. او پس از
30 سال خدمت صادقانه با ياد و خاطري خوش باز نشسته شد. دو سال بعد، از طرف شركت
درباره رفع اشكال به ظاهر لاينحل يكي از دستگاه هاي چندين ميليون دلاري با او
تماس گرفتند. آنها هر كاري كه از دستشان بر مي آمد انجام داده بودند و هيچ كسي
نتوانسته بود اشكال را رفع كند.
بنابراين، نوميدانه به او متوسل شده بودند كه در رفع بسياري از اين مشكلات
موفق بوده است. مهندس، اين امر را به رغبت مي پذيرد. او يك روز تمام به وارسي
دستگاه مي پردازد و در پايان كار، با يك تكه گچ علامت ضربدر روي يك قطعه مخصوص
دستگاه مي كشد و با سربلندي مي گويد: «اشكال اينجاست!»
آن قطعه تعمير مي شود و دستگاه بار ديگر به كار مي افتد. مهندس دستمزد خود را
50000 دلار معرفي مي كند. حسابداري تقاضاي ارائه گزارش و صورتحساب مواد مصرفي
مي كند و او بطور مختصر اين گزارش را مي دهد: «بابت يك قطعه گچ: 1 دلار و بابت
دانستن اينكه ضربدر را كجا بزنم: 49999 دلار»
__________________
حسابداری قلب تپنده هر سیستم است


با من کار داری؟من[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

مونثمژگان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
یک کاربر برای این پست سودمند از مژگان عزیز تشکر کرده اند:

آخرین موضوعات ایجاد شده توسط مژگان
موضوع تالار آخرین ارسال کننده پاسخها نمایشها تاریخ آخرین پست
فال (9 مرداد - 31 july ) فال مژگان 0 16 07-31-2010 11:34 AM
مدلهای لباس زنانه مشکی جورجیو آرمانی برای سال 2010 طراحی لباس و مد مژگان 3 17 07-31-2010 11:30 AM
اگر در منزلتان باغچه دارید به این توصیه ها توجه... گیاهان زینتی مژگان 0 5 07-31-2010 11:29 AM
اجرای طرح تذکر لسانی اخبار گوناگون ايران مژگان 0 4 07-31-2010 11:09 AM
سال‌ها را از چهره خود حذف کنید آرایش و بهداشت مژگان 0 8 07-31-2010 11:07 AM

قدیمی 02-23-2010, 10:35 AM   #2 (permalink)

مژگان

سرپرست ارشد

مژگان آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: مشهد
رشته تحصیلی: حسابداری
نوشته ها: 7,327
تشکر كرده: 719
2,838 بار در 1,875 پست از ایشان تشکر شده است
پیش فرض

حکایت دوم :
درباره كيفيت محصولات و استانداردهاي كيفيت در ژاپن بسيار شنيده ايد. اين
داستان هم كه در مورد شركت آي بي ام اتفاق افتاده در نوع خود شنيدني است. چند
سال پيش، آي بي ام تصميم گرفت كه توليد يكي از قطعات كامپيوترهايش را به
ژاپنيها بسپارد. در مشخصات توليد محصول نوشته بود: سه قطعه معيوب در هر 10000
قطعه اي كه توليد مي شود قابل قبول است. هنگاميكه قطعات توليد شدند و براي آي
بي ام فرستاده شدند، نامه اي همراه آنها بود با اين مضمون «مفتخريم كه سفارش
شما را سر وقت آماده كرده و تحويل مي دهيم. براي آن سه قطعه معيوبي هم كه
خواسته بوديد خط توليد جداگانه اي درست كرديم و آنها را هم ساختيم. اميدواريم
اين كار رضايت شما را فراهم سازد.»
__________________
حسابداری قلب تپنده هر سیستم است


با من کار داری؟من[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

مونثمژگان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 02-23-2010, 10:36 AM   #3 (permalink)

مژگان

سرپرست ارشد

مژگان آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: مشهد
رشته تحصیلی: حسابداری
نوشته ها: 7,327
تشکر كرده: 719
2,838 بار در 1,875 پست از ایشان تشکر شده است
پیش فرض

خود ارزيابي
پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روي جعبه
رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه
پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد..
پسرك پرسيد: «خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه تان را به
من بسپاريد؟»
زن پاسخ داد: «كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد.»
پسرك گفت: «خانم، من اين كار را با نصف قيمتي كه او مي دهد انجام خواهم داد.»
زن در جوابش گفت كه از كار اين فرد كاملا راضي است.
پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: «خانم، من پياده رو و جدول جلوي خانه را
هم برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در يكشنبه زيباترين چمن را در كل شهر
خواهيد داشت.» مجددا زن پاسخش منفي بود.
پسرك در حالي كه لبخندي بر لب داشت، گوشي را گذاشت. مغازه دار كه به صحبت هاي
او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: «پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر
اينكه روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم كاري به تو بدهم.»
پسر جوان جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم. من همان كسي
هستم كه براي اين خانم كار مي كند..»
__________________
حسابداری قلب تپنده هر سیستم است


با من کار داری؟من[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

مونثمژگان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 02-23-2010, 10:36 AM   #4 (permalink)

مژگان

سرپرست ارشد

مژگان آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: مشهد
رشته تحصیلی: حسابداری
نوشته ها: 7,327
تشکر كرده: 719
2,838 بار در 1,875 پست از ایشان تشکر شده است
پیش فرض

حکایت چهارم :
مار را چگونه بايد نوشت؟
روستايي بود دور افتاده كه مردم ساده دل و بي سوادي در آن سكونت داشتند. مردي
شياد از ساده لوحي آنان استفاده كرده و بر آنان به نوعي حكومت مي كرد. برحسب
اتفاق گذر يك معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلكاري هاي شياد شد و او را
نصيحت كرد كه از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا مي كند. اما مرد شياد
نپذيرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فريبكاري هاي شياد سخن گفت و
نسبت به حقه هاي او هشدار داد. بعد از كلي مشاجره بين معلم و شياد قرار بر اين
شد كه فردا در ميدان روستا معلم و مرد شياد مسابقه بدهند تا معلوم شود كداميك
باسواد و كداميك بي سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در ميدان ده گرد
آمده بودند تا ببينند آخر كار، چه مي شود.
شياد به معلم گفت: بنويس «مار»
معلم نوشت: مار
نوبت شياد كه رسيد شكل مار را روي خاك كشيد.
و به مردم گفت: شما خود قضاوت كنيد كداميك از اينها مار است؟
مردم كه سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شكل مار را شناختند و به
جان معلم افتادند تا مي توانستند او را كتك زدند و از روستا بيرون راندند.
__________________
حسابداری قلب تپنده هر سیستم است


با من کار داری؟من[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

مونثمژگان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 02-23-2010, 10:37 AM   #5 (permalink)

مژگان

سرپرست ارشد

مژگان آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: مشهد
رشته تحصیلی: حسابداری
نوشته ها: 7,327
تشکر كرده: 719
2,838 بار در 1,875 پست از ایشان تشکر شده است
پیش فرض

حکایت پنچم : آيا نقطه ضعف مي تواند نقطه قوت باشد؟
كودكي ده ساله كه دست چپش در يك حادثه رانندگي از بازو قطع شده بود براي تعليم
فنون رزمي جودو به يك استاد سپرده شد. پدر كودك اصرار داشت استاد از فرزندش يك
قهرمان جودو بسازد. استاد پذيرفت و به پدر كودك قول داد كه يك سال بعد مي تواند
فرزندش را در مقام قهرماني كل باشگاهها ببيند. در طول شش ماه استاد فقط روي
بدنسازي كودك كار كرد و در عرض اين شش ماه حتي يك فن جودو را به او تعليم نداد.
بعد از شش ماه خبر رسيد كه يك ماه بعد مسابقات محلي در شهر برگزار ميشود. استاد
به كودك ده ساله فقط يك فن آموزش داد و تا زمان برگزاري مسابقات فقط روي آن تك
فن كار كرد. سرانجام مسابقات انجام شد و كودك توانست در ميان اعجاب همگان، با
آن تك فن همه حريفان خود را شكست دهد. سه ماه بعد كودك توانست در مسابقات بين
باشگاهها نيز با استفاده از همان تك فن برنده شود. وقتي مسابقات به پايان رسيد،
در راه بازگشت به منزل، كودك از استاد راز پيروزي اش را پرسيد. استاد گفت: دليل
پيروزي تو اين بود كه اولا به همان يك فن به خوبي مسلط بودي. ثانيا تنها اميدت
همان يك فن بود و سوم اينكه تنها راه شناخته شده براي مقابله با اين فن، گرفتن
دست چپ حريف بود، كه تو چنين دستي نداشتي
__________________
حسابداری قلب تپنده هر سیستم است


با من کار داری؟من[فقط کاربران سایت توانایی دیدن لینکها را دارند.]

مونثمژگان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
فوق, کوتاه, پنج, العاده, حکایت, خواندنی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(View-همه آمار اعضایی که از این موضوع بازدیدکرده اند: 7
MAHBOOBEH, q_azy, sabasab80, sayannar, sepid, مژگان, نادعلیان
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال




اکنون ساعت 08:37 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

Feed   Rss2
Powered by vBulletin® Version 3.8.5
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.
این سایت وابسته به هیچ نهادی نمیباشد و بصورت شخصی اداره میشود!! و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است
Hosted By: www.subhosting.net